عکس های سوریه (3)
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٩  کلمات کلیدی:

سلام به همه عزیزان

سالروز ولادت پنجمین اختر آسمان ولایت و امامت حضرت امام محمد باقر(ع) تهنیت باد.

دوستان خوبم  در ادامه تعداد دیگه ای از عکسهای سوریه رو براتون می ذارم.

از طرف تور،این امکان فراهم شده بود تا افرادی که مایل هستند با پرداخت حدود 25 هزار تومن به دیدن شهر باستانی بصری برن پس ماهم معطل نکردیم و رفتیم البته در پست قبلی یه چندتائی عکس از اونجا رو براتون گذاشتم و در ادامه هم باز چند عکس از شهر تاریخی بصری.

 

خیابان اصلی ناحیه تاریخی شهر با ستونهای بسیار بلند

 

ورودی حمام تاریخی شهر.حمامی بسیار بزرگ با مکانهائی همانند سالن سونا

 

محوطه تاریخی شامل میدان نبرد برده ها.حتما" فیلم گلادیاتور رو یادتون هست.این جا شبیه همان میدان مبارزه بود مبارزه برده ها با یکدیگر و یا با حیوانات درنده.نکته جالب اینکه این محوطه پس از گذشت سالها هنوز هم سالم مونده بود.

 

و اما این عکس.

به بالای ستون که دقت کنید چیزی شبیه یک تخت رو مشاهده می کنید.روایت می کنند که در گذشته پادشاهی زندگی می کرده که دارای فقط یک فرزند دختر بوده .پیشگویان به پادشاه اعلام می کنند که دخترش با نیش یک عقرب کشته خواهد شد.پس پادشاه دستور می ده تا بر بلندای یک ستون تخت خوابی درست کنند تا دخترش در آنجا زندگی کنه ولی از آنجا که هر چی که در سرنوشت ما نوشته شده باشه اتفاق می افته این دختر هم با تمام مراقبتهائی که ازش می شده بوسیله نیش یک عقرب کشته می شه اونهم عقربی که در ظرف میوه ای که برای دختر برده می شده پنهان شده بوده است.

 

پس از پایان تور یکروزه بصری هم در این رستوران زیبا ناهار خوردیم .یک رستوران زیبا در حومه دمشق که منطقه ای بود پر از رستورانهای شیک به خصوص رستورانی به نام "علی بابا" که همانند قصرهای قدیمی که در کارتون سندباد بود ساخته شده بود.

 

نمای دیگری از رستوران "بوابه دمشق" یا "دروازه های دمشق" با سر دری بسیار قدیمی برگرفته از معماری رومی.در داخل رستوران حدود 700 میز جهت پذیرائی از مشتریان وجود داشت. 


 
عکسهای سوریه(2)
ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٧  کلمات کلیدی:

سلامی چو بوی خوش آشنائی

همونطور که قول داده بودم عکسهای سوریه رو در ادامه براتون می ذارم.

 

 

حتما" یادتون هست که در کتابهای دینی ما مسلمین نوشته شده است هنگامی که پیامبر اکرم(ص) در کودکی به همراه عموی بزرگوارشان سفری به شام داشتند در محل یک دیر یک راهب مسیحی نشانه های پیامبری را در ایشان متوجه می شود و از عموی گرامی پیامبر می خواهد که ایشان را از قوم یهود پنهان نمایند.ضمن اینکه در میان عوام تصویر یک کودک وجود دارد که گفته می شود همین راهب از صورت پیامبر اکرم(ص) کشیده است.تصویر بالا محل آن دیر معروف به دیر بحیرا (بحیرا نام همان راهب مسیحی است) می باشد.

 

نمای داخلی دیر بحیرا در شهر بصری سوریه که اکنون به صورت نیمه ویران درآمده است.

 

جای پای شتر نقش بسته بر روی یک سنگ سفت و سخت که گفته می شود جای پای شتر پیامبر گرامی اسلام می باشد.

 

قبر بلال حبشی صحابی گرامی پیامبر و اولین موذن اسلام

روایت است که پس از وفات پیامبر،بلال حبشی دیگر اذان نگفت و هرگونه درخواستی در این خصوص را بی پاسخ گذاشت لیکن هنگامی که بانوی گرامی اسلام حضرت فاطمه سلام ا... علیها در بستر بیماری بودند بنا به درخواست ایشان بلال یک بار دیگر اذان گفت لیکن هنوز جمله "اشهد ان محمدا" رسول ا..." را نگفته بود که به درخواست حضرت علی(ع) از گفتن ادامه اذان امتناع کرد و حضرت علی(ع) فرمودند:ترسم که فاطمه تا پایان اذان تاب نیارد و جان به جان آفرین تسلیم نماید.


 
من و بابام و باباش
ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٢  کلمات کلیدی:

سلام و صد سلام

یادش بخیر قدیما جوون و رعنا بودم
توی محل و فامیل سری تو سرها بودم
حالا من و ببینی انگار بابام و دیدی
با من مغز بادوم بچگیشم می بینی !

خاطره های دیروز تو دفتر قلبمه
از اون قدیم ندیما هر چی بگم باز کمه
من توی این زندگی از بس به فکر کارم
خاطره که بماند هوش و حواس ندارم !

قصه های ما سه تا خوشگل و رنگ رو رنگه
زندگی سادمون هر چی باشه قشنگه
زندگی یعنی همین یادش بخیر و ای کاش
چه روزگاری داریم من و بابام و باباش !

 

روزهای یکشنبه و سه شنبه حدودهای ساعت 17:45 شبکه یک برنامه کودک برنامه ای رو پخش می کنه به نام من و بابام و باباش با بازی دوست داشتنی ارژنگ امیر فضلی به همراه دو عروسک دوست داشتنی شامل بچه اش و باباش.برنامه خیلی قشنگیه که پیشنهاد می کنم حداقل یک بار ببینید. 


 
عکس های سوریه
ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۱  کلمات کلیدی:

سلام

فرا رسیدن سالروز شهادت امام چهارم شیعیان سید الساجدین امام سجاد(ع) تسلیت باد.

دوستان عزیز همونطور که تو پست قبلی گفتم توفیقی شد که در سال 1386 همراه خانواده سفری به سوریه و زیارت مرقد منور حضرت زینب سلام ا...علیها و حضرت رقیه سلام ا... علیها داشته باشیم که در ادامه چند تا از عکسهای اونجا رو براتون می آرم.امیدوارم که خوشتون بیاد.راستی نظر یادتون نره.

 

این عکس محلی است که پس از ورود کاروان اسیران کربلا سر مبارک امام حسین(ع) رو بر روی نیزه در آنجا قرار داده اند.

 

اینجا محل نماز خواندن حضرت امام سجاد(ع) می باشد.

 

قبر حضرت هابیل با طولی حدود 6 متر.

 

محل قرارگرفتن سرهای شهدای کربلا به هنگامی که بر روی نیزه بودند.

 

حوض سنگی که گفته می شود امام سجاد(ع) سرهای شهدای کربلا را خود شخصا" در آن  شستشو داده اند.

این عکس آخری و اون عکس اولی یه حسهائی به آدم می دن یه حسهای قشنگ که قابل وصف نیستند.

 


 
سفر به سوریه
ساعت ٩:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی:

سلام به همه عزیزان

نمی دونم تا حالا این توفیق رو داشته اید که به سوریه و زیارت قبر مطهر بی بی زینب سلام الله علیها برید یا نه ولی این توفیق دو سال پیش نصیب ما شد تا به پابوس مرقد مطهر و نورانی آن حضرت بریم.قصد دارم در پستهای بعدی عکس های قشنگی از این سفر رو براتون بگذارم.

 

پس تا اون زمان

خداحافظ.


 
ع ش ق
ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٦  کلمات کلیدی:

 

بد نیست بدانید دلم دلتنگست

فانوس دلم خموش و پایم لنگست 

راهم پرِسنگ و بین ما فاصله ها

دانم که نه صد،هزار و صد فرسنگست

زنجیر زدند به پا ، که شاید نروم

 خندید دلم ، بگفت درنگم ننگست

بگرفت دلم ، ازین هزاران رنگی

آنجا بروم که آسمان یکرنگست

در مخمصه ی زمانه می چرخم و باز

بر حادثه ای دگر خیالم تنگست

آرامش و راحتی نخواهم هرگز

آرامش من رها شدن در جنگست

 

 

 

ای که بی تو دل من تک وتنها می مونه

تو چشای خیس تو غم عشق رو می خونه

بی تو من پرنده ای تک وتنها تو قفس

خدا هم قصه مون رو می دونم نمی دونه

 

 

تو راه من چشم در راهم

شباهنگام

 


 
آریو برزن و یوتاب
ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٤  کلمات کلیدی:

بر پایه یادداشتهای روزانه کالیستنس مورخ رسمی اسکندر، ۱۲ اوت سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه کوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تکاب در کهگیلویه) با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد و از پیشروی باز ایستاد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش ده‌ها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شکست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده سرسخت آن نیز برخاک افتاد. نبردگاه آریوبرزن و اسکندر را در چند جای گوناگون حدس زده اند،به نظر می‌آید نبردگاه جایی در استان کهگیلویه و بویراحمد کنونی یا غرب استان فارس و یا بنا بر برخی روایت ها اطراف شهر ارجان یا آریاگان (بهبهان کنونی) باشد. به هر روی ناآشنایی اسکندر با منطقه به سود پارسیان بود ولی یک چوپان که تاریخنگاران نامش را لی‌بانی نوشته‌اند راه گذر از کوهستان را به مقدونیان نشان می‌دهد و اسکندر می‌تواند آریوبرزن و یارانش را به دام اندازد. (گفته می‌شود اسکندر پس از پایان جنگ آن اسیر را به خاطر خیانت می‌کشد). آریوبرزن با ۴۰ سوار و ۵۰۰۰ پیاده خود را بی‌پروا به سپاه مقدونی زد و شمار بسیاری از یونانیان را کشت و خود نیز تلفات بسیاری داد، ولی موفّق گردید از محاصرهٔ سپاه مقدونی بگریزد.چون از محاصره بیرون آمد خواست تا به کمک پایتخت بشتابد و آن را پیش از رسیدن سپاه مقدونی اشغال کند. اما لشگر اسکندر که از راه جلگه به پارس رفته بودند، مانع او شدند. در این هنگام وی به مخاطرهٔ سختی افتاد، ولی راضی نشد تسلیم گردد. گفته می‌شود ایستادگی آریوبرزن یکی از چند ایستادگی انگشت شمار در برابر سپاه اسکندر بوده است.مورخ دربار اسکندر نوشته است که اگر چنین مقاومتی در نبرد گوگمل در (کردستان کنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شکست مان قطعی بود. در گوگمل با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز که در حال پیروز شدن بر ما بودند؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار کرده بود و آریو برزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می‌داد. لازم به یادآوری است که یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریوبرزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوه‌ها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر به مقابله با سپاه اسکندر رفتند و به خاطر نبود نیروی کافی همگی به دست سپاه اسکندر کشته شدند. در کتاب اتیلا نوشتهٔ لویزدول امده که در آخرین نبرد او اسکندر که از شجاعت او خوشش آمده بود به او پیشنهاد داده بودکه تسلیم شود تا مجبور به کشتن او نشود ولی آریوبرزن گفته بود:(( شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهم کرد.)) اسکندر نیز در جواب او گفته بود:((شاه تو فرار کرده .تو نیز تسلیم شو تا به پاس شجاعتت تو را فرمانروای ایران کنم.)) ولی آریو برزن جواب داده بود:((پس حالا که شاهنشاه رفته من نیز در این مکان می مانم و آنقدر مبارزه میکنم تا بمیرم))واسکندر که پایداری او را دیده بود دستور داد تا او را از راه دور و با نیزه و تیر بزنند.و آنها آنقدر با تیر و نیزه او را زدند که یک نقطهٔ سالم در بدن او باقی نماند.پس از مرگ او را درهمان محل به خاک سپردند و روی قبر او نوشتند "به یاد لئونیداس".

تفاوت ما با دیگران

نبرد آریوبرزن درست ۹۰ سال پس از ایستادگی لئونیداس یکم در برابر ارتش خشایارشا در جنگ ترموپیل رخ داد که آن هم در ماه اوت بود و از این نظر این دو واقعهٔ تاریخی بسیار همانند یکدیگرند. اما تفاوت میان مقاومت لئونیداس و ایستادگی آریوبرزن در این است؛ که یونانیان در ترموپیل، در محل بر زمین افتادن لئونیداس، یک پارک و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته اند و واپسین سخنانش را بر سنگ حک کرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد، ولی از آریوبرزن جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست.از شباهت های مرگ لئو نیداس با آریوبرزن این است که هر دو در راه محافظت از یک معبر مردند و لئونیداس نیز مانند آریوبرزن حاضر به تسلیم نشدو خشایار شا دستور داده بود او را آن قدر با تیر و نیزه زدند تا از پا در آمد.و به دلیل همین شباهت در از خودگذشتگی او و آریوبرزن بود که اسکندر دستور داده بود روی قبر آریوبرزن بنویسند به "یاد لئو نیداس".

 

هرچند که به تازگی یک مجسمه از این دلیرمرد ایرانی در شهرستان باشت از توابع یاسوج نصب شده است.

 

 

 


 
خداوند الموت
ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی: کتاب

در تاریخ درخشان سرزمین اهورائی ایران،بوده اند مردان و زنانی که سراسر زندگی شان پر از راز و رمز و افسانه بوده است که تا کنون با گذشت سالهای متمادی هنوز زندگی آنها به درستی شناخته نشده است.یکی از این مردان و شاید یکی از نامورترین آنها "حسن صباح" معروف به "خداوند الموت" می باشد.حسن صباح یکی از امامان فرقه اسماعیلیه و شاید هم مقتدرترین امام این فرقه می باشد که روزگاری در قلعه الموت زندگی می کرده است و زندگی وی همراه با رموز بسیاری می باشد.

یکی از بهترین کتابهائی که تا کنون درمورد زندگانی حسن صباخ به رشته تحریر درآمده است کتاب "خداوند الموت" نوشته "پل آمیر" نویسنده مشهور فرانسوی است که به قلم زیبای استاد مرحوم"ذبیح ا... منصوری" به فارسی ترجمه شده است.

 

 

در این کتاب که به نظر من یک شاهکار ادبی به حساب می آد خواننده با زندگی پر فراز و نشیب یکی از مردان نامی ایران زمین آشنا می شه.توضیح اینکه پیروان حسن صباح پس از بردن نام وی از لفظ "علی ذکره السلام" استفاده می کردن.

 

بقایای قلعه الموت در نزدیکی شهرستان رودبار

 

راستی جزوء برنامه های سفرم دیدن از این قلعه تاریخی هم هست که وقتی رفتم، مطلبش رو براتون می نویسم.


 
سلام بر شهید تشنه کام
ساعت ٩:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٩  کلمات کلیدی:

تربت تو کعبه ثانی بود                             سر عشق از نام تو فانی بود

 

افاطم لو خلت الحسین مجدلاً               و قدمات عطشاناً بشط الفرات

و اذن للطمت الخد فاطم بعده         و اجریدت دمع العین فی الوجنات

 

 ای فاطمه اگر حسین را در کربلا بر روی زمین می دیدی که در کنار رود فرات با لب تشنه جان سپرده است ، آنگاه از شدت حزن و اندوه دست به صورت می زدی و اشک چشم بر گونه های خود جاری می کردی.

شعر بالا قسمتی از قصیده معروف دعبل خزائی شاعر معروف اهل بیت است که در حضور امام رضا(ع) قرائت نمود و حضرت پیراهن خود را به وی بخشید و چه سعادتی.


 
معذرت
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٧  کلمات کلیدی:

با سلام به همه دوستان

امیدوارم عزاداری های شما در این ایام غمبار مورد قبول درگاه حق تعالی قرار گرفته باشه.

راستش سایتی که عکس هام رو در اونجا می گذارم دچار مشکل شده و عملا" دست من رو تو پوست گردو گذاشته.امیدوارم که سریعتر این مشکل حل شده تا مجددا" در خدمتون باشم.

پس با عرض پوزش مجدد

فعلا" خداحافظ.