بوی خوب مدرسه
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۳٠  کلمات کلیدی:

 

مدرسه ها وا شده

هم همه برپا شده

با صــــدای بچه ها

مدرسـه زیبا شده

فرا رسیدن سال تحصیلی جدید رو به همه معلمین گرامی و دانش آموزان عزیز تبریک می گم و امیدوارم که سال تحصیلی جدید سالی پر از موفقیت و شادکامی برای همه باشه.

اونهائی که مثل من سنی ازشون گذشته یادشون باید بیاد که موقع نزدیکی باز شدن مدرسه ها برنامه های خیلی قشنگی برای بچه ها پخش می شد مثل مدرسه موشها با کپل دوست داشتنی اش و نارنجی نازک نارنجی اش،بچه های مدرسه والتز و غیره.

ولی این وسط برنامه ای بود بسیار شیرین به نام "باز مدرسم دیر شد"

 

یادتون اومد؟بازی اکبر عبدی با اون صورت بچه گانه که می گفت"بار مدرسم دیر شد حالا چکار کنم" و مرشد و بچه مرشدی که دنبال یه راه حل برای این مشکل بودن.

دوستانی که مایل هستند می تونن از لینک زیر تیتراژ این سریال رو دانلود کنن و یاد خاطرات بچگی شون بیفتن.

http://www.4shared.com/video/Ob63_zlA/madreseh.html

روزگــــــــــار کودکی برنگردد دریغا

شور و حال کودکی برنگردد دریغا


 
حیدر بابا سلام
ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٧  کلمات کلیدی:

امروز شنبه 27 شهریور مصادف است با سالروز درگذشت شاعر گرانقدر سید محمد حسن بهجت تبریزی معروف به شهریار.کمتر کسی است که اسم شهریار رو بشنوه و یاد منظومه گرانقدر "حیدر بابا" نیفته.

سلام بر حیدربابا

حیدربابایا سلام

 

حیدربابا چو ابر شَخَد ،‌ غُرّد آسمان

سیلابهاى تُند و خروشان شود روان

صف بسته دختران به تماشایش آن زمان

بر شوکت و تبار تو بادا سلام من

گاهى رَوَد مگر به زبان تو نام من

 

حیدربابا چو کبکِ تو پَرّد ز روى خاک

خرگوشِ زیر بوته گُریزد هراسناک

باغت به گُل نشسته و گُل کرده جامه چاک

ممکن اگر شود ز منِ خسته یاد کن

دلهاى غم گرفته ، بدان یاد شاد کن

حیدربابا ، ایلدیریملار شاخاندا

سئللر ، سولار ، شاققیلدییوب آخاندا

قیزلار اوْنا صف باغلییوب باخاندا

سلام اولسون شوْکتوْزه ، ائلوْزه !

منیم دا بیر آدیم گلسین دیلوْزه

 

حیدربابا ، کهلیک لروْن اوچاندا

کوْل دیبینَّن دوْشان قالخوب ، قاچاندا

باخچالارون چیچکلنوْب ، آچاندا

بیزدن ده بیر موْمکوْن اوْلسا یاد ائله

آچیلمیان اوْرکلرى شاد ائله

 

این شاعر مردمی در سال 1285 هجری خورشیدی در روستای خشگناب از توابع تبریز به دنیا آمد و در سال 1367 بدرود حیات گفت.

سالروز وفات این شاعر بزرگ در کشور ما روز شعر و ادب فارسی نام گذاری شده است.

 

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا، بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا ؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل،این زودتر می خواستی حالا چرا ؟

عمر ما ار مهلت امروز و فردای تو نیست
من که یک امروز مهمان توام فردا چرا ؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان نازکن با ما چرا ؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار
این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا ؟

آسمان چون جمع مشتاقان ، پریشان می کند
درشگفتم من،نمی پاشد ز هم دنیا چرا ؟

شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر
راه عشق است این یکی بی مونس و تنها چرا ؟


 

 


 
تولدت مبارک
ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٥  کلمات کلیدی:

 

سلام به همه دوستان عزیزم

امروز پنح شنبه 89/6/25 جشن اولین سالگرد وبلاگ "ایران آباد" است.از تمام دوستانی که در این یک سال از وبلاگم دیدن کردن و با نظراتشون به بهتر شدن مطالب کمکم کردن تشکر می کنم و امیدوارم که این دوستی کماکان ادامه داشته باشه.

پس یه بار دیگه "تولدت مبارک ایران آیاد"


 
جای پای جانان
ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٢  کلمات کلیدی:

سلام به همه دوستان عزیزم.

همه اونهائی که تا حالا به نیشابور سفر کردن می دونن که حتما" باید سری هم به آرامگاه مزار شاعران ایرانی خفته در این شهر بزنن.منظورم خیام و عطار است که شهرتشان عالمگیر است.در باغی که این دو شاعر ایرانی گرامی خفته اند بقعه ای وجود دارد که آرامگاه امام زاده محمد محروق می باشد.این امام زاده بزرگوار از نوادگان امام سجاد(ع) است که پس از شورش بر ضد خلیفه فاسد وقت به شهادت می رسد.پس از شهادت پیکر مطهرش را آتش می زنند و درست به همین دلیل است که به محروق به معنی سوخته شده ملقب گردیده است.خاکستر این امام زاده معصوم را در محله تلاجرد از محله های قدیمی نیشابور به خاک می سپارند.معروف است که امام رضا(ع) به هنگام سفر به مشهد و هنگام عبور از نیشابور به زیارت قبر ایشان آمده اند.

اینها رو گفتم تا به اینجا برسیم که در دیوار حرم این امامزاده بزرگوار قطعه سنگی نصب شده است که اثر دو جای پا بر روی آن دیده می شود و معروف است که جای پای امام رضا(ع) می باشد.

 

البته انداختن عکس از این قطعه سنگ ممنوع است و خادمان حرم کاملا" مواظب هستن تا کسی عکس نندازه ولی از اونجائی که ما ایرانی ها زیاد تو قید و بند این حرفها نیستیم و اصولا" کار برای ما نشد نداره با همکاری بابام که مواظب خادم های حرم بود تا داخل نشن سریع عکس رو انداختیم  و بعدش هم خودمون رو زدیم به بی خیالی که یعنی همه چی آرومه!

 


 
عید خوبان
ساعت ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱۸  کلمات کلیدی:

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت

                                          صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 

 

عید سعید فطر بر شما خوبان گرامی باد.امیدوارم که طاعات و عبادات شما عزیزان در این ماه خوب خدا مورد قبول درگاه حق تعالی قرار گرفته باشه.

 

بگذشــــت مه روزه عـــــــــید آمد و عیـد آمد

بگذشت شـــب هجران معشــــوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شـد

معشـــوق تو عاشـق شد شیخ تو مرید آمد

جان از تن آلــــــــــوده هم پاک به پاکی رفت

هر چند چو خورشیــــــدی بر پاک و پلید آمد

از لذت جـــــــــــــــــــام تو دل ماند به دام تو

جان نیز چو واقـــــــــــــف شد او نیز دوید آمد

 


 
الوداع
ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱٧  کلمات کلیدی:

 

 

امروز پنج شنبه 89/6/18 به احتمال زیاد آخرین روز ماه مبارک رمضان است.بله دوستان به همین زودی زود یک ماه سپری شد.امیدوارم که از این ماه عزیز بهره کافی برده باشید.در این شبهای آخر ما رو از دعای خیرتون محروم نکنید.

 

کاروان می رود و بار ســـــــــــــفر می بندند

تا دگـــــر بار که بیند که به ما پیـــــــــــوندند

ســــــــــــاربان رخت منه بر شتر و بار مبند

که در این مرحله بیچاره اســــــــیری چندند

طمع از دوست نه این بود و توقع نه چنیــن

مکن ای دوست که از دوست جفا نپسندند

ما همانیم که بودیم و محــــبت باقی است

ترک صحبت نکند دل که به مهر آکـــــــــندند


 
خاموشی خورشید عدالت
ساعت ٩:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٩  کلمات کلیدی:

 

 

 

علی آن شیر خدا شاه عرب 
الفتی داشته با این دل شب 

شب ز اسرار علی آگاه است 
دل شب محرم سرّالله است 

شب علی دید و به نزدیکی دید 
گر چه او نیز به تاریکی دید 

شب شنیده ست مناجات علی 
جوشش چشمه ی عشق ازلی 

شاه را دیده به نوشینی خواب 
روی بر سینه ی دیوار خراب 

قلعه بانی که به قصر افلاک 
سر دهد ناله ی زندانی خاک 

اشکباری که چو شمع بیزار 
می فشاند زر و می گرید زار 

دردمندی که چو لب بگشاید 
در و دیوار به زنهار آید 

کلماتی چو در آویزه ی گوش 
مسجد کوفه هنوزش مدهوش 

فجر تا سینه ی آفاق شکافت 
چشم بیدار علی خفته نیافت 

روزه داری که به مهر اسحار 
بشکند نان جوین در افطار 

ناشناسی که به تاریکی شب 
می برد شام یتیمان عرب 

پادشاهی که به شب برقع پوش 
می کشد بار گدایان بر دوش 

تا نشد پردگی آن سرّ، جلی 
نشد افشا که علی بود علی 

شاهبازی که به بال و پر  راز 
می کند در ابدیت پرواز 

شهسواری که به برق شمشیر 
در دل شب بشکافد دل شیر 

عشقبازی که هم آغوش خطر 
خفت در خوابگه پیغمبر 

آن دم صبح قیامت تأثیر 
حلقه ی در شد از او دامن گیر 

دست در دامن مولا زد در 
که علی بگذر و از ما مگذر 

شال شه وا شد و دامن به گرو 
زینبش دست به دامن که مرو 

شال می بست و ندایی مبهم 
که کمربند شهادت محکم 

پیشوایی که ز شوق دیدار 
می کند قاتل خود را بیدار 

ماه محراب عبودیت حق 
سر به محراب عبادت منشق 

می زند پس لب او کاسه ی شیر 
می کند چشم اشارت به اسیر 

چه اسیری که همان قاتل اوست 
تو خدایی مگر ای دشمن دوست 

در جهانی همه شور و همه شر 
ها علی بشر کیف بشر؟ 

کفن از گریه غسال خجل 
پیرهن از رخ وصال خجل 

شبروان، مست ولای تو علی 
جان عالم به فدای تو علی

 

سالروز غمبار شهادت برترین مرد تاریخ،اول مظلوم عالم اخی المصطفی امیر عارفان مولای عاشقان حضرت علی(ع) تسلیت باد.

التماس دعا.

 

 


 
صدای محزون عدالت
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٧  کلمات کلیدی:

 

 

امشب فرق عدالت با تیغ جهالت عرب شکافته می شود و محراب عشق با خون معشوق رنگین می گردد.

فرا رسیدن سالروز ضربت خوردن مولی الموحدین امام العارفین مولا امیرالمومنین(ع) بر دوستداران خاندان عصمت و طهارت تسلیت باد.

در این شبهای مبارک،شبهای اجابت دعا ما را از دعای خیر خود محروم نکنید.

برای سلامتی تمامی بیماران از صمصم قلب دعا کنیم بخصوص یکی از دوستان عزیز آقای رضا ناجیان که امیدواریم به حق این شبهای شیدائی هرچه زودتر لباس عافیت بر تن کنند.