باورت هست!!!!!!
ساعت ٥:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٥  کلمات کلیدی: سفر

سلام سلام صدتا سلام هزار و سیصدتا سلام به تمام دوستان گلم

خوبین؟خوشین؟بدون ما به همگیتون خوش می گذره؟؟؟؟

ایشالا هرجا که هستین شاد و سلامت و خندان باشید.

در ابتدا لازم می دونم از همه دوستان گلم که زحمت کشیدن و در پست قبلی من پاسخشون رو گفتن یک کهکشان تشکر کنم.نظرات قشنگی رو هم گفته بودن.از نظر دوست عزیزی که دوست داشت بره عصر حجر ببینه آدم های اون موقع چطوری حرف می زدن و بعدش یه یادگاری بنویسه و برگرده به زمان حال و بره اون یادگاریش رو ثبت جهانی کنه تا عزیزی که دوست داشت بره فرانسه و انقلاب فرانسه و سقوط زندان باستیل رو ببینه!!!!!!

اما در مورد خودم باید بگم من اگر حق انتخاب داشتم دوست داشتم که برم و شاهد اون لحظه ای باشم که کوروش کبیر وارد شهر بابل می شه و اون سخنرانی مشهورش رو بیان می کنه.همون سخنرانی قشنگی که مایه افتخار هر ایرانی است و از اون به عنوان اولین منشور حقوق بشر یاد می شه.

برام خیلی جالب بود که بیشتر دوستان گلم دوست داشتن به زمان فرمانروائی کوروش کبیر برن و از نزدیک شاهد زندگی این ابرمرد تاریخ ایران زمین باشن.به نظرم این خیلی قشنگه که ما به فرهنگ غنی اهورائی خودمون احترام می گذاریم و یاد و خاطره این مردان بزرگ رو همیشه در قلبمون زنده نگه می داریم.

و اما بعد......

راستش پنج شنبه دو هفته پیش یعنی روز هفتم اردیبهشت ماه فرصتی پیش اومد تا به همراه آبجی خانومی سفر یک روزه ای داشته باشیم به یکی از نقاط سر سبز استان قم.بله درست خونید یکی از نقاط سرسبز استان قم.بدون شک شما هم همانند من تصویری خشک و کویری از استان قم دارید که البته شاید در ابتدا طبیعی به نظر برسه ولی....

راستش خیلی وقت بود که تعریف روستای زیبای وشنوه (Veshnaveh) رو شنیده بودم.این بود که با آبجی خانومی راه افتادیم به سمت یک اکتشاف جدید.

برای رسیدن به روستای وشنوه بعد از گذر از اتوبان قم مسیر میدان هفتاد و دو تن و مسجد جمکران رو که بگیرید تابلوئی رو می بینید که روش نوشته "کهک".این مسیر رو که بگیرید بعد از گذر از چندین روستا به تابلوئی می رسید که نوشته شده"وشنوه".این جاده رو طی می کنید تا به روستای زیبای وشنوه برسید.لازمه بدونید که روستای وشنوه در 60 کیلومتری قم قرار گرفته.

بهترین کار این است که ماشین خودتون رو در ابتدای روستا پارک کنید و دل بسپارید به یک پیاده روی قشنگ در دل روستا.

و راه می افتی و دل می سپاری به آغوش طبیعت که بی صبرانه تو را می خواند.

و به انتهای روستا که برسی راهیست که تو را به سوی کوههای اطراف راهنمائی می کند.

راستش اسم این کوه را یادم نیست ولی شنیدم که کوهنوردان زیادی به اینجا می آیند.هر چند که در دامنه این کوههای زیبا گیاهان خوراکی و داروئی هم می رویند که مردمان محل از آنها استفاده فراوانی می کنند.دوست داشتیم که ساعاتی تن بسپاریم به دامان این کوهها ولی بارانی که نم نم بارش گرفت ما رو از این فکر منصرف کرد.

و دری که سالهاست منتظر مانده تا شاید دوباره صدا کند:تق تق تق......

و هر طرف که نگاه می کنی زیبائی هست سکوت هست بهار هست خدا هست...

این درخت زیبا در میان روستا قرار گرفته.اگه اغراق نکرده باشم قطری در حدود 6 متر داشت که برام بسیار جالب بود.متاسفانه امکان نداشت که از خود درخت عکس کاملی بگیرم(به علت محدودیت جا) ولی خب بازم فکر کنم همین عکس هم باعث بشه بتونید حدس بزنید که این درخت چه ارتفاعی می تونه داشته باشه.

و البته امان از دست این جماعت فوتبال دوست که اینجا هم دست از فوتبال نمی کشند

هر چند که امسال تیمشون خوب نتیجه نگرفت و جام قهرمانی رو دو دستی تقدیم کردن به رئال مادرید همیشه پیروز ما.(بزن اون دست قشنگ رو به افتخار آقای خاصبغل)

و در انتها جاده ای که دوباره یار دوست داشتنی من شد

آشتی کردیم با هم تا بمانیم برای هم 

پینوشت یک : برای بعضی از دوستان جالب بود که چقدر خانوادگی ما اهل گشت و گذار هستیم.باید خدمتون عرض کنم من سفر کردن رو خیلی دوست دارم ولی این آبجی خانومی ما - که الهی من پیش مرگش بشم - از من هم بدتره.کافیه که فقط توی تلویزیون و یا رادیو و یا روزنامه اسم یک جای دیدنی رو بشنوه اون وقته که.....

پینوشت دو : تازگی ها یک دوست جدیدی پیدا کرده ام که قول داده با من کلی همسفر بشه.براتون در ادامه عکسش رو می گذارم که شما هم با این دوست عزیزم آشنا بشین.