شربت شیرین !!!!!
ساعت ٧:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٧  کلمات کلیدی: خنده

جوونم براتون بگه که

فردا یعنی سه شنبه 28 آبان ماه 1392 دوباره باید برم چشم پزشکی

تا یه بار دیگه به چشمم آمپول بزن!!!!!استرساسترساسترس

یعنی ممکنه که امروز،آخرین روزی باشه که دارم با دو چشم دنیا رو می بینمنیشخند

حلاصه اینکه

اگه برنگشتم و چیزی ننوشتم

بدونید که اون شربت معروف شهادت رو تا ته ته تهش سر کشیدم

ولی خدائیش

یادم باشیدها

و برای شادی روحم

هم سوره یاسین رو زیاد بخوونید

و هم اینکه برام خیراتی بدید اون هم از نوع کیک خامه ای خندهخندهخنده

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بعدا نوشت 

به قول قدیمی ها 

بادمجان بم آفت نداره

شده مصداق من

که برگشتم سر و مر و گنده

البته باید اعتراف کنم

اگه خانم پرستار تو اطاق عمل نبود و ازش خجالت نمی کشیدم

موقع فرو کردن آمپول ها تو چشمم

جیغی می کشیدم 

از نوع بنفشش!!!!!!!خنده

 

پینوشت : به زودی جواب تمام کامنتهای محبت آمیزتون رو خواهم داد دوستان گلم.بغل