اسطوره ای به نام پائولو مالدینی
ساعت ٩:٤۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٩  کلمات کلیدی:

 

 

یکی از عزیزان جانباز خاطره ای رو تعریف کرد که شنیدنش خالی از لطف نیست.

این عزیز جانباز می گفت که پس از وخیم شدنش حالشون جهت معالجه به کشور ایتالیا و شهر رم منتقل می شن.در اونجا متوجه می شن خانمی که پرستاری از ایشون رو بر عهده دارن فامیلی شون مالدینی است.سرانجام این جانباز ما طاقت نمی آره و از خانم پرستاره ارتباطشون رو با فوتبالیست معروف پائولو مالدینی می پرسه.در ابتدا خانم پرستار از پاسخ دادن طفره می ره ولی سرانجام می گه که پائولو مالدینی برادرشه.جانباز ما که این رو میفهمه از خانم پرستار می خواد که عکسی از پائولو مالدینی با امضائ مالدینی براش بیاره و خانم پرستار قول می ده که این کار رو براش انجام بده.

صبح روز بعد وقتی که دوست جانباز ما از خواب بیدار می شه مردی را با دسته گل در کنار تختش می بینه.بله مردی که با دسته گل به عیادت جانباز عزیز ما اومده بود کسی نبود جز اسطوره فوتبال ایتالیا و جهان پائولو مالدینی بزرگ.

مالدینی بزرگ وقتی درخواست این جانباز رو از زبان خواهرش می شنوه شبانه از شهر میلان که در فاصله 600 کیلومتری شهر رم واقع شده به شهر رم می یاد تا از مردی عیادت کنه که تنها یک عکس یادگاری ازش خواسته بود و وقتی که به بیمارستان می رسه اونقدر منتظر می شه تا جانباز ما از خواب بیدار بشه. 

مردان بزرگ همچیشون بزرگه حتی محبت کردنشون.