حکایت قالی و چوب
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/٥  کلمات کلیدی: سفر

 

دوستانی که به مراسم های سنتی به خصوص سنتی - مذهبی علاقه دارند حتما" تا حالا اسم مراسم قالی شویان به گوششون خورده.این مراسم هر سال در دومین جمعه مهرماه در مشهد اردهال برگزار می شه.در این روز مردم کاشان و شهرهای اطراف در شهر مشهد اردهال جمع می شن تا یاد امام زاده شهیدی رو گرامی بدارن.مراسم قالی شویان در واقع یک جور یادآوری تاریخی است.بنا بر روایات باقی مانده به سال 113 هجری قمری جمعی از شیعیان فین و چهل حصاران(کاشان قدیم) عریضه ای را توسط "عامر بن ناصر" به آستان مقدس امام مجمد باقر(ع) می فرستند تا امام یکی از فرزندان خود را برای راهنمائی،ارشاد و تعلیم شعائر اسلامی و پیشوائی مردم عازم آن دیار نماید.امام محمد باقر(ع) نیز به دستور حضرت ختمی مرتبت رسول اکرم(ص) که در خواب به ایشان می فرمایند"نور دیده ام سلطانعلی را روانه کن..." حضرت سلطانعلی(ع) را که به روایتی 25 سال و به روایتی دیگر 32 سال داشته اند را به جانب چهل حصاران روانه می نمایند.ایشان به شهر کاشان وارد و در مسجد جامع کاشان اقامت می نمایند.لیکن از آنجائی که مردم شهر قم نیز تقاضای درک حضور ایشان را داشته اند،ایشان به قریه خاوه (ما بین کاشان و قم) مراجعت نموده و در آنجا اقامت می نمایند.ایشان پس از شهادت پدر بزرگوارشان توسط والی شهر اردهال به قریه "بارکرس" مراجعت نموده و در دامنه کوهی نزدیک سرچشمه قریه بارکرس به عبادت حق تعالی و ارشاد مسلمین مشغول می شوند.سرانجام این امام زاده بزرگوار پس از سه سال و اندی ارشاد مردم،به دستور والی وقت شهرهای چهل حصاران و قم پس از جنگی 3 روزه در 27 جمادی الثانی سال 116 هجری قمری به همراه یارانش به شهادت می رسند.

 

منقول است که این جنگ همانند جنگ کربلا و وقایع آن شبیه وقایع روز عاشورا و شهادت و جدا کردن سر از بدن مطهر حضرت سلطانعلی(ع) تکرار شهادت امام حسین(ع) و یارانش در کربلا بوده است.

مردم شهر خاوه پس از شنیدن درگرفتن جنگ به منظور یاری رساندن به حضرت سلطانعلی(ع) به سوی قریه بارکرس روانه می شوند لیکن وقتی به محل می رسند،با پیکر غرقه به خون ایشان که به فیض شهادت رسیده بوده اند،مواجه می شوند.با حزن و تاسف فراوان پیکر مطهر را در یک قالی قرار داده و در رودخانه مجاور قریه غسل داده و به خاک می سپارند.

مراسم قالیشویان نیز بر اساس همین روایات پا گرفته است.در این مراسم اهالی یک قالی را به یاد قالی ای که پیکر مطهر را در آن جا دادند،با شور و وصفی فراوان در حالی که لبریز از عشق و ارادت به اهل بیت هستند،به کنار نهر آورده و با چوب دستهائی که همراه خود دارند،بر روی قالی آب می پاشند و پس از مدتی قالی را به احترام به صحن مطهر بازگردانده و در محل خود تا سال بعد و مراسم دیگری قرار می دهند.

در مورد چوبهائی که افراد بر دست می گیرند دو روایت وجود دارد.اول اینکه از این چوبها در مشهد اردهال برای شستن قالی ها استفاده می شده است.دوم اینکه افراد آنها را به نشانه خونخواهی به دست می گیرند که به نظر من روایت دوم صحیح تر است.

 

منقول است که تعداد یاران حضرت سلطانعلی(ع) 72 نفر به تعداد یاران امام حسین(ع) در کربلا بوده است و به همین خاطر است که محل شهادت ایشان به نام کربلای ایران نامیده می شود.

 

و تخته سنگی که در دامنه یک کوه قرار دارد و بنا به روایت حضرت سلطانعلی(ع) در پای این تخته سنگ به شهادت رسیده اند.

در کنار این تخته سنگ محلی قرار دارد که زائرین می توانند در آنجا نماز بخوانند.

 

راستی مقبره یکی از شاعران عزیز کشورمون هم در این امام زاده قرار دارد.

 

بله.قبر شاعر گرامی،سهراب سپهری هم در این امام زاده قرار گرفته است.

              شاعری که سرود

"به سراغ من اگر می آئید

نرم و آهسته بیائید

مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهائی من"