سفرنامه همدان(4)
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٧  کلمات کلیدی:

در راه بازگشت از غار علیصدر تصمیم گرفتیم یه سر هم به لالجین بزنیم.شهر لالجین در 20 کیلومتری شهر همدان قرار گرفته و به دلیل اینکه صنعت سفال سازی در اونجا بسیار مورد توجه قرار گرفته است به شهر سفال ایران معروف است.وجه تسمیه نام لالجین از این قرار است که لالجین احتمالاً از دو بخش لاله و جین شکل یافته‌است. جین پسوند مکان است که در ساخت نام شهرها و روستاهای دیگر استان همدان نیز به کار رفته است؛ همانند وفرجین، گنده‌جین، دیوجین، توی‌جین و فارسجین.(همچنان که پسوند گان و جان نیز در ساخت اسم نواحی‌ای همچون گلپایگان، شادگان، آذربایجان و زنجان به کار رفته‌است). در این صورت می‌توان لاله‌جین را به معنای آبادی لاله دانست. همچنین بعید نیست که کلمه لالجین، محرّف لاجین یا لاچین باشد که در زبان ترکی، نام پرنده‌ای شکاری است. به هر حال، ترکیباتی همچون لعل چین، لاله ‌چین یا لاله چینی نباید درست باشد.

برخی از اهالی شهر می‌گویند که به هنگام ورود مغولان به همدان گذر لشکریان چنگیزخان به لالجین افتاد. آنان گروهی از مردان این شهر را به چین فرستادند تا از هنرمندان چین، سفالگری بیاموزند. این سفرکردگان نیز پس از آموختن هنر سفالگری به لالجین برگشتند و به کار پرداختند. از آن پس این روستا لاله ‌چین نام گرفت. این روایت به نظر افسانه‌ای بیش نیست؛ چون هنر سفالگری در ایران، سابقهٔ چند هزار ساله دارد؛ لذا طی مسافت دور و دراز ایران تا چین لزومی نداشته است؛ وانگهی اعزام شدگان به چین می بایست نحوهٔ ساخت چینی‌ را بیاموزند و نهایتاً باید پرسید چرا باید مغولان چنین لطفی در حق بومیان این ناحیه می کردند؟ لالجین در محاورات مردم استان همدان اغلب به صورت لَلین یا لالون (Lalon) تلفظ می‌شود.

  شوربختانه وقتی که به لالجین رسیدیم ساعت حدود 2 بعد از ظهر بود و به همین دلیل اغلب مغازه ها بسته بودند.ما هم که حسابی پکر شده بودیم یه گشتی توی شهر زدیم و به چند مغازه سفال فروشی که خوشبختانه باز بودند سر زدیم.دیدار از همین چند مغازه ثابت کرد که چرا لالجین شهر سفال لقب گرفته.اشیاء گلی ساخته هنر دست هنرمندان چیره دست لالجین که واقعا" به دل هر بیننده ای می نشینه.ما هر چند ظرف سفالی شکیل خریدیم از جمله یک دست آبلیموخوری زیبا که عکسشون رو در زیر براتون میذارم.

پس ار بازگشت از لالجین و خوردن نهار و استراحت حدود ساعت 6 بعد از ظهر برای دیدن از بازار سنتی همدان به راه افتادیم.متاسفانه بازار سنتی همدان در محدوده طرح ترافیک قرار گرفته بود- مار و باش که فکر می کردیم ترافیک و طرح ترافیک فقط مخصوص ما تهرانیها است نگو همدان هم بله – طرح ترافیک در همدان در دو نوبت است یکبار صبها از ساعت 9 تا 13 و نوبت دوم بعد از ظهرها از ساعت 16 تا 20.خب ما هم که چاره دیگه ای نداشتیم تصمیم گرفتیم بریم دیدن شیر سنگی همدان و یا به قول همدونی های عزیز سنگ شیر.از یادمانهای تاریخ باستان در شهر همدان مجسمه شیر سنگی است که در انتهای خیابان 12 متری سنگ شیر و در وسط میدان مربع شکلی به همین نام قرار گرفته است تپه ای که در حال حاضر مجسمه شیر سنگی بر روی آن واقع شده تپه باستانی است زیرا تابوت متعلق به دوره اشکانی ازآن محل کشف شده و فعلا" در موزه تپه هگمتانه نگهداری می‌‌شود این مجسمه به همراه قرینه اش ابتدا در دروازه شهر همدان قرار داشته است و اعراب به هنگام فتح همدان آن را باب الاسد به معنی دروازه شیر نامیده اند.

در سال 319 ه - ق نیز که دیلمیان همدان را به تصرف خود در آوردند دروازه شهر را به کلی تخریب کردند.مرد آویج دیلمی قصد داشت یکی از آنها را به ری منتقل نماید ولی چون موفق نشد پنجه های یکی از شیرهارا شکست و دیگری را به طور کامل تخریب نمود مجسمه آسیب دیده تا سال 1328 هجری شمسی بر روی زمین افتاده بود تا اینکه مهندس سیحون طراح و معمار آرامگاه بوعلی آن را در محل فعلی نصب کرد.
در تاریخ ساخت مجسمه شیر سنگی مورد اختلاف است ولی از نحوه حجاری مجسمه و نزدیکی آن به باروی اشکانیان و کشف تابوت دوره اشکانی از شان محل چنین بر می‌‌آید که به اشکانیان مربوط می‌‌باشد.

 
مجسمه‌ شیرسنگی همدان، سنگی قهوه‌ای رنگ با طولی در حدود ‌5/3 متر داشته است.

پیکر این مجسمه، باریک اما ورزیده، سینه‌ آن پهن و سرش بزرگ با یال مرغوله‌ای بوده است.

یکی از نشانه‌های ویژه‌ مجسمه، یال چندلایی آن با حلقه‌های تاب‌دار بوده و پیکری درشت و نیرومند با انحناهای طبیعی داشته است.

پهلوهایش فرورفته و میان باریک بوده و حدود ‌70 سانتی‌متر بلندی داشته و سر مجسمه نزدیک به یک متر پهنا و ‌30/1 سانتی‌متر قد داشته است.

سر، یال‌ها و اندام شیرهای دوره‌ی هخامنشی از قطعه‌های جداگانه‌ای تشکیل می‌شد؛ درحالی که شیرسنگی همدان، مجسمه‌ای یک‌پارچه است و اجزای آن از یکدیگر جدا نیست.
مجسمه شیر سنگی در پارکی به همین نام در شهر همدان واقع شده که عده ای آن را به دوره هخامنشیان و عده ای دیگر آن را متعلق به زمان اشکانیان می دانند.
‏جمعی از مردم همدان به پیروی از عقاید گذشتگان، این شیر سنگی را وسیله ای برای بر آورده شدن آرزو ها و احیانا طلسمی جهت دفع سرما و قحطی و باطل کننده جادو ها می شناسند. در قسمت جلو سر شیر همیشه روغن و شیر همیشه روغن و شیره ریخته و در حفره های کوچک و چرب این قسمت، سنگهای کوچک قرار می دهند. مردم و مخصوصا زنان عقیده دارند که این مجسمه نمادی از آناهیتاست.

ابن فقیه همدانی ( به سال 282 ه.ق) در کتاب « البلدان » در توصیف این شیر می نویسد:« از شگفتی های همدان ، مجسمه شیری است از سنگ بر دروازه شهر، که گفته می شود طلسمی است برای سرما و آن از کارهای بلیناس رومی صاحب طلسمات است . هنگامی که قباد ، او را برای طلسم کردن آفتهای شهر روانه کرد، گویند که از بسیاری برف و سرما ، در همدان سوار با اسبش در میان برف غرق شد و همین که این طلسم را به صورت شیر در آنجا کار گذاشت ، برفش کاهش یافت و کارش به شد.» ابن فضیه از بلیناس به عنوان سازنده این مجسمه نام می برد. وی در حقیقت همان آپولونیوس تیانی از دانشمندان مکتب فیثاغورس بوده که در سده نخستین میلادی می زیسته و در دوران باستان از یونان به روم ، مصر ، بین النهرین ، ایران و هندوستان سفر کرده است . در طول تاریخ برخی خواسته اند این شیر سنگی را به محل دیگری ببرند . المکتفی ، خلیفه عباسی در سال 291 ه. ق می خواست آن را به بغداد منتقل کند؛ اما با مخالفت مردم شهر روبه رو شد ؛ این واکنش و همچنین دشواری های حمل مجسمه سنگین موجب شد المکتفی منصرف شود.
«شیر همدان » پیش از این ، در کنار دروازه ای قرار داشت که آن را دروازه شیر می نامیدند و از آن دروازه به راه ری می رفته اند. جاده قدیمی مالرویی نیز از همدان به ملایر و سلطان آباد ( اراک ) و سپس به ری می رسیده است ، به همین سبب شیر سنگی در معرض دید عمومی بوده است و مسافران ، نقشه هایی برای ربودن آن طراحی می کرده اند .

البته یک روایت دیگر در خصوص سازنده شیر سنگی وجود دارد و آن اینکه زمانی که اسکندر به ایران حمله کرد و به همدان رسید در این منطقه یکی از سرداران بزرگ سپاه خود را از دست داد.ظاهرا" این آقای اسکندر این سردارش رو خیلی دوست داشته چون که برای تقدیر از رشادتهای او دستور می ده روی سنگ قبرش دو شیر سنگی بسازند و نصب کنند.بعد ها این مجسمه ها در دوطرف دروازه شهر باستانی هگمتانه یا همان همدان امروزی نصب شد.

خب حالا می رسیم به عکسهای این اثر زیبا

از اونجائی که بچه ها حسابی خسته بودن و از طرفی هم می خواستن سریال "دلنوازان" رو تماشا کنن به خونه برگشتیم تا پس از یک استراحت حسابی خودمون را برای فردا و بازدید از نقاط دیدنی شهر همدان اماده کنیم که جریانش رو بعدا" براتون می گم.

پس فعلا" خداحافظ.