چی می خواستیم چی شد!!!
ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۳  کلمات کلیدی: من و تو

 

 

یادش به خیر.بچه که بودیم هر کسی ازمون سوال می کرد که دوست داری در آینده چی کاره بشی بدون هیچ فکر کردنی سریع می گفتیم دکتر یا خلبان.فکر می کردیم تمام شغلهای دنیا فقط خلاصه می شن به دکتری و خلبانی.(البته بماند که یکبار توی انشاء کلاس پنجم ابتدائی "که دوست دارید در آینده چه کاره بشوید؟" نوشتم "من دوست دارم در آینده یک شیرینی فروشی بزرگ داشته باشم" و بیچاره آقای معلم که مونده بود چطوری شاگرد اول کلاس و شاگرد دوم مدرسه می خواد شیرینی فروشی باز کنه.سوال)

بزرگتر که شدیم دیدیم که نه بابا شغلهای دیگه ای هم هستن که می شه بهشون فکر کرد و از اونجا بود که کم کم فکر کردن در مورد سایر شغلها هم اومد به کله هامون.

راستش چند روز پیش داشتم یه مطلبی رو توی وبلاگی می خوندم یه دفعه فکری به ذهنم رسید.گفتم توی وبلاگم بنویسم شاید بد نباشه.

راستش دوست دارم بدونم که دوست داشتیم چه کاره بشیم و حالا کارمون چی هست.

برای اینکه قواعد بازی جوانمردانه رو هم رعایت کرده باشم اول از خودم شروع می کنم.از زمانی که خودم رو بزرگ فرض کردم و برای شغل آینده ام نقشه کشیدم دوست داشتم باستان شناس بشم ولی خب نشد و الان مهندس کامپیوتر هستم.

حالا نوبت شماست که بگید دوست داشتید چه کاره بشید و الان چه کاره هستید.

منتظر نظرهای شما دوستای عزیزم هستم.

خرده فرمایشات : از همه دوستانی که زحمت می کشن و از اون یکی وبلاگم دیدن نـــــــمی کنن!!!!ناراحت صمیمانه تشکر !!!!! می کنم.