آمپر چسباندن
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/٥  کلمات کلیدی:

عصبانی ام عصبانی.حسابی هم عصبانی ام.اونقدر عصبانی ام که نگو.دارم از عصبانیت منفجر

می شم.اصلا" کلا" آمپر چسبوندم.چرا؟می گم براتون.

راستش چند روز پیش داشتم توی سایت تابناک مطالبی رو می خوندم.چشمم خورد به یه مطلبی

که نوشته شده بود " فیلم جالب توضیحات مرد سه زنه در تلویزیون ".خیلی کنجکاو شدم ببینم

چی هست.فکر کردم از اونهائی است که آقا سه تا زن یواشکی گرفته بعدش یک دفعه رنهاش

 متوجه شده اند که بعله پای یه زنه دیگه ای هم در کاره اونوقت اومدن دادگاه و بقیه

ماجرا.خلاصه زدیم فیلم رو نگاه کردیم.دیدیم نه بابا.اصلا" از این خبرها نیست.دیدیم فیلم مربوطه

به یک برنامه زنده از شبکه دو و گفتگو با یه آقائی که سینه اش رو سپر کرده و داره از شاهکارش

تعریف می کنه که بله زن اولم چون مشکل پزشکی داشت و نمی تونست بچه دار بشه رفتم زن

دوم گرفتم این دومی هم چون اخلاقش بده رفتم زن سوم گرفتم (حالا خدا پدر مادر این زن سوم

رو بیامرزه که خوب از آب دراومده وگرنه این آقا رکورد فتحعلی شاه قاجار رو می شکوند).حالا

مجری برنامه هم یه خانم جوان و ساعت پخش برنامه هم حدودهای ساعت 21 یعنی

 پربیننده ترین زمان برنامه ها. آقاه هم هی از خودش تعریف می کنه که بعله خیلی خوش

می گذره من همش وقتم پره با این سه تا زن و خیلی حال می ده و صفا داره و ....!!!!.به خدا

اونقدر حرصم گرفته بود که نگو.مردک اصلا" خجالت هم نمی کشید.همچین از شاهکارش با افتخار

حرف می زد انگار که "معمای هیولای لاک نس" رو حل کرده.

من برام اصلا" قابل هضم نیست که چطوری می شه به تمامی تعهداتی که در سند ازدواج

هست پشت پا زد.آقایون همسری اختیار می کن بعدش متوجه می شن که خانومشون بجه دار

نمی شه پس به خودشون حق می دن که بعله من باید بابا بشم.اونوقت به تمام اخلاقیات پشت

پا می زنن و اونوقت بازی همسریابی جهت مادر پدر شدن شروع می شه.بابا پس اخلاقیات کجا

می ره؟اون تعهد در تاهل کجا میره؟مگه زندگی همش بچه است؟درسته بچه مهمه ولی نه

 مهم تر از مادر بجه.من که تو کتم نمی ره.هیچ رقمه.

همیشه وقتی بهم مردی رو نشون می دن که بیش از یک همسر داره انگاری بلانسبت شما جن

دیده باشم سریع ازش روم رو برمی گردونم چون تحمل دیدن همچین نامردی رو ندارم.

خدا دل رو آفریده تا فقط مسکن یک نفر باشه نه بیشتر.اگه بیشتر شد اونوقت اون دل نیست فقط

مشتی گله.

خرده فرمایشات یک : از همه دوستانی که طی پست قبلی با من اظهار همدردی کردند صمیمانه

تشکر می کنم.ظاهرا" متن پست قبلی باعث ناراحتی بعضی از دوستان شده بود.به خدا هیچ

قصدی در بین نبود.تنها درد دلی بود با مادرم.باز هم اگر موجب ناراحتی شما دوستای گلم شده

معذرت می خوام.

خرده فرمایشات دو : قصد دارم در پست بعدی یک نظرسنجی بزارم راجع به مرگ و هدیه.اونهائی

که موافقن دستاشون بالا.