دو دونه ها!!!!
ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٦/۱٠  کلمات کلیدی: سفر

همیشه وقتی صحبت از مکانهای باستانی می شه یک حس عجیبی سراسر وجودم رو فرا می گیره.دقیقا" یادم نمی یاد که این حس از چه وقتی در درونم شکل گرفت ولی می تونم به جرات بگم شاید از 15-16 سالگی یعنی زمانی که کم کم با تاریخ سرزمین اهورائی ایران عجین شدم و تصمیم گرقتم که باستان شناس بشم - که البته هیچگاه هم نشدم-.

همیشه و همیشه مکانهای باستانی برایم جذبه خاصی داشته اند و دارند.به خصوص هنگامی که در این مکانهای باستانی قدم بگذاری در حالی که کسی دیگر نباشد و تو بتوانی چشمانت راببندی و سفر کنی در دل تاریخ و خود را در میان هیاهوی گذشتگان گمشده ای بیابی.

اواسط اردیبهشت ماه 1390 بود که تصمیم گرفتیم برای دیدار از یکی از مکانهای باستانی که به نظرم کمتر کسی اسمی از اون شنیده سفری داشته باشیم به استان مرکزی.سفر به شهرستان محلات و بازدید از معید یا آتشکده خورهه.

 در میان دشتی که توسط رشته کوههای هفتاد قله در شمال،یخچال در جنوب غرب و هور در شرق محاصره شده است آثاری از بقایای بنائی وجود دارد که امروزه در مورد کاربری آن اختلافات فراوانی میان باستان شناسان وجود دارد.

برخی از کارشناشان فن این آثار را بقایای یک معبد،برخی بقایای یک آتشکده،برخی بقایای یک کاخ و برخی که بیشترین افراد را شامل می شوند آن را بقایای یک خانه اربابی می دانند.

 خورهه در لغت به معنی محل برآمدن خورشید می باشد.برابر کاوشهای به عمل آمده در این محل آثاری از دوران پیش از تاریخ،دوره اشکانی که قسمت اصلی و اعظم بنا را شامل می گردد و همچنین دوره اسلامی(شامل گورستان) به دست آمده است.

هرتسفلد باستان شناس معروف بر این عقیده است که به خاطر سبک ساخت و ساز به کار رفته در ستونها که به سبک "یونیک" معروف است،این محوطه به دوران سلوکیان منسوب بوده و آن را معبدی می داند که به افتخار "یونیوس خدای شراب یونانیها" ساخته شده است.  

بنای تاریخی خورهه در مساحتی بالغ بر 3550 متر مربع ساخته شده است که شامل سه بخش ایوان اصلی،مجموعه بخش شمالی و مجموعه بخش غربی می باشد.ایوان اصلی دارای 12 ستون در دو طرف هر طرف شامل 6 ستون می باشد.ارتفاع ستونهای باقی مانده در حال حاضر در حدود 7 متر بوده که با توجه به حجم سقف ایوانها،ارتفاع اولیه آنها 9 متر تخمین زده می شوند. 

در حال حاضر از میان 12 ستون ایوان اصلی تنها 2 ستون باقی مانده اند که در میان بنا خودنمائی می کنند(نام این مطلب نیز از این دو ستون اقتباس شده است).متاسفانه همانند بیشتر مکانهای تاریخی کشورمان هیچ گونه محافظت مناسبی از این بنا به عمل نمی آید و تنها تعمیر صورت گرفته بر یکی از این دو ستونها تخته چوبهائی است که ناشیانه بر روی آن قرار گرفته اند که البته از دور شبیه BTS موبایل به نظر می رسند.

شاید تنها نکته قابل توحه در این مکان خلوتی محوطه باستانی خورهه است که می تواند تو را ساعتها در خود جذب کند.می توانی در کنار ستونها بشینی،چشمان خود را ببندی و سوار بر بالهای خیال سفر کنی به زمانهای گذشته بی آنکه کسی تو را از این مستی بی حد و حصر جدا کند.همسفر باشی با مردمانی که زمانی بودند و اکنون حتی نشانی از آنها هم نیست.شاید بتوانی اگر بخواهی دمی کنار آنها باشی و هم صحبت بشی با آنها تا شاید کمی خود و فرهنگ خود را بیشتر و بیشتر بشناسی.

و خورهه آرام و غرق در هیاهوی سکوت در زیر آفتاب اردیبهشت ماه تنهائی خود را به نظاره نشسته بود که آن را به امید شاید دیداری دیگر پشت سر گذاشتیم.خداحافظ ای دوست من.شاید روزی و روزگاری باز هم دیدارها تجدید شود.