حکمت و رحمت
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱  کلمات کلیدی:

 دوستان گلم که من رو همراهی می کنن شاید یادشون باشه که 2 سال پیش من مطلبی رو

نوشته بودم با عنوان

" آرام بخواب پارامیس دائی "

روزهای سختی بود اون روزها

روزهائی که واقعا قلبهامون شکسته شده بود

روزهائی که واقعا دیگه به چیزی اعتماد و اعتقاد نداشتیم

ولی خب سرانجام اون روزهای ناامیدکننده تموم شدن

و خدای مهربان از دریای بی کران نعمتش،یه نی نی خوشمل به آبجی ام هدیه داد

بله،خدای مهربان قلب خواهر مهربانم رو با دادن یه پسر خوشمل شاد کرد

حالا این روزها " یوشا " کوچولو شده تمام زندگی پدر و مادرش

از صمیم قلبم دعا می کنم که خدای مهربان پشت و پناهش باشه در تمام مراحل زندگیش 

 

یوشا جوون دائی،به جمع ما خوش آمدی

 

پینوشت یک : راسته که قدیمی ها گفتن:

" خدا گر ز حکمت ببندد دری

     ز رحمت گشاید در دیگری "  

 

پینوشت دو : دوست عزیزی زحمت کشیدن و از شهر زیبای بهشهر و از باغ منزلشون کلی

انار برام فرستادن.

دوست خوب و مهربانم

بی نهایت سپاسگزارم و برای خودت و خانواده بزرگوارت سبد سبد شادی و سلامتی آرزو دارم.