سفرنامه رامسر(1)
ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/٢۳  کلمات کلیدی:

صبح روز سه شنبه مورخ 19/8/88 بود که تهران رو به قصد رامسر ترک کردیم.بعد از سالهای سال تصمیم گرفتیم که از جاده چالوس بریم.جاده ای فوق العاده با زیباترین چشم اندازهای طبیعی که الحق و الانصاف یکی از زیباترین جاده های دنیا است(این رو من نمی گم ها خیلی ها که از این جاده عبور کردن هم می گن).خلاصه بعد از عبور از شهر گچسر در یک محل زیبا برای خوردن صبحانه توقف کردیم.برفی که معلوم نبود برای چه وقت هست،یکی از کوههای اطراف رو پوشانده بود.ما هم بساط صبحونه رو پهن کردیم.طبق معمول نون و پنیر و کره و عسل و گردو و البته چای شیرین داغ.جای همه خالی چه حالی داد.

 

 

 

 

 

 

خلاصه پس از خوردن صبحانه ادامه مسیر دادیم تا شهر زیبای رامسر که بعضی ها این شهر رو عروس  شمال می دونن.جائی رو برای اقامت قبلا" در نظر نگرفته بودیم پس راه افتادیم برای پیدا کردن محلی برای موندن.توی بلوار معلم یا روم به دیوار بلوار ک-ا-ز-ی-ن-و یه واحد آپارتمان 2 خوابه کرایه کردیم که برای سه شب اقامت 110 هزارتومن پیاده شدیم.پس از صرف ناهارو استراحت مختصری راه افتادیم در داخل شهر برای گشت وگذار.اول از همه رفتیم کنار دریا.متاسفانه شهر رامسر دریای خوبی برای شنا نداره هر چند که به خاطر سردی هوا اصلا" نمی شد وارد آب شد.بعد از صرف یه قوری چائی به مبلغ 2000 تومان رفتیم به یه فروشگاه که صنایع دستی کشور هندوستان! رو تو رامسر می فروخت که البته از این فروشگاهها در سطح شهر چندتائی هستند و یه جورائی آدم رو یاد هندوستان و ایچیکی دانا می انداخت به خصوص عود مخصوصی که در فروشگاه می سوخت.البته واقعا" کارهای زیبائی بودند به خصوص مجسمه های چوبی از بودا که بسیار تماشائی بودند.پس از بازدید از بازار رامسر و خریدی مختصر به محل اقامتمون برگشتیم تا با یک استراحت درست و حسابی خودمون رو برای فردا که می خواستیم بریم به سمت تنکابن آماده کنیم.

سفر ما هنوز ادامه داره پس با من باشید.