تونل زمان
ساعت ۱۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/۳۱  کلمات کلیدی: جشن

همیشه برایم گذشته ها بسیار جذاب بوده.دانستن اینکه در گذشته چه اتفاقاتی افتاده

مردمان قدیم به چه صورت زندگی می کرده اند و اصولا روال زندگی در گذشته به چه صورت بوده

برایم بسیار جذاب و شیرین است 

بنابراین وقتی که بنر برگزاری جشنواره رو توی خیابون دیدم به خودم گفتم که حتما باید سری به اینجا بزنم.

راستش رو بخواهین آدم هائی رو که به دنبال اصالت خودشون هستند رو خیلی دوست دارم.بنابراین برای اینکه بتونم بفهمم که پیشنه ما در این شهر بزرگ چی بوده،به خودم قول دادم که باید اینجا رو بروم و از نزدیم ببینم.

این شد که یک روز عصر به همراهی آبجی خانم راه افتادیم به سمت باغ موزه قصر برای بازدید از جشنواره "تهران قدیم"

 

به نظرم پوستر قشنگی رو برای این جشنواره طراحی کرده بودند. 

و این سردر زیبا که یه جورهائی مثل میدان قزوین تهران می مونه.  

این جا رو هم درست کرده بودند تا مجریان جنگ عصرانه ای را برای مردم اجرا نمایند

هر چند که به خاطر نداشتن وقت ما برای برنامه نموندیم. 

از این عکاس خانه های قدیمی هنوز چندتائی در شهرمون باقی مونده. 

من که با دیدن این کوچه و سردرش یاد فیلم " مادر " افتادم.شما چطور؟؟؟؟ 

آخی.یادش بخیر.خونه قدیمی ما طبق گفته های بزرگترهای فامیل این شکلی بوده.  

این دیگه واقعا دیدن داره.یه بنز قدیمی با یک پلاک قدیمی.کی می دونه قیمتش چنده الان؟  

این دیگه باید برای اغلب ما قدیمی ها نوستالژی کودکی هامون باشد،درست می گم؟ 

چقدر صفا می باره از این خونه های قدیمی. 

و چرخ و فلکی که همیشه ما رو به خدای کودکی هامون نزدیک تر می کرد. 

 هنوز صدای "خشک" حمومی تو گوشهامون هست که توی فضای خالی حمام می پیچید.

غذای ساده ای که تابستانهای گرم مهمان سفره هامون بود.

اگر دهنتون آب افتاده،سراغ عکس بعدی نروید لطفن!!!!!

این هم فکر کنم بهش بشه گفت "شاه کباب" 

و شهر ما در 100 سال پیش

فکر نکنم کسی اون موقع فکر می کرد یک روزی تهران بشود " تهران "

و مشتاقانی که به دنبال گذشته های شهرشون به دیدن جشنواره آمده بودند.

و خلاصه گشنی زدیم در تهران قدیم به مدد تونل زمان!!!!!!

 

 

پینوشت : خواب باشی،در حالی که یک سمتت برادرزاده ات باشد و در سمت دیگرت خواهرزاده ات

بدون شک،آن خواب،شیرین ترین خواب عالم است.