صویله
ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/۱٥  کلمات کلیدی: کتاب

"از صدقه سر معجزه ناظم،روز به روز گرازها کمتر آفتابی شدند و نگهبان های مزارع یک روز و دو

روز و سه روز درمیان هم سر نوبت هاشان حاضر نمی شدند و آوازه افسانه چهل کلاغ شده ناظم

داشت به شهر و مرکز می رسید و توی درگاهی مسجد،گیوه اش داشت کنار گیوه شیخ جفت

می شد که صافی مرد.یعنی لاشه کبود شده اش را پائین کرت های بامیه مزرعه ناظم پیدا کرده

بودند که شکمش به قاعده شکم 10 زن پا به ماه روی همدیگر باد کرده بود و دهانش کف کرده و

آن قدر بدبو و متعفن شده بود که هیچ لاشخور قحطی زده ای هم جرات نکرده بود نزدیکش شود".

فکر کنم دیگه وقتش رسیده بود که یک کتاب خوبه دیگه رو به شما دوستان گلم معرفی بکنم.


کتابی که خودم هفته پیش خوندمش و به نظرم کتاب مناسبی اومد تا بهتون توصیه کنم

خوندنش رو.

اسم کتاب هستش " بی مترسک " نوشته آقای " علی غبیشاوی "

راستش اول که کتاب رو دیدم (هر چند که قبلا اسمش رو برای خریدن یادداشت کرده بودم)

فکرم رفت به سوی یک سوژه تکراری ولی وقتی که کتاب رو خوندم،دیدم دقیقا 180 درجه اشتباه

فکر می کردم.

به نظرم این کتاب 128 صفحه ای که با قیمت 5000 تومان توسط نشر نگاه منتشر شده

ارزش خوندن رو داشته باشه.

توی این روزها که متاسفانه سرانه مطالعه به شدت پائین اومده،خوندن این کتاب رو به همه شما

دوستان مهربانم توصیه می کنم.مطمئن باشید که از خوندنش لذت وافی و کافی خواهید برد.

راستی این دوتا عکس زیر رو هم به یادگار از من داشته باشید.

من که خودم به شخصه عاشق کوه توی عکس اول هستم.