شاعره غمگین
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٥  کلمات کلیدی:

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست
پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم
کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست
آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست
نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت
این اشک دیده ی من و خون دل شماست
ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست
آن پارسا که ده خَرَد و مُلک، رهزن است
آن پادشا که مال رعیّت خورد، گداست
بر قطره ی سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست
پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود
کو آن چنان کسی که نرنجد ز حرف راست

 

حتما" همه شما عزیزان این شعر زیبا رو که در کتابهای دبستانی بود به یاد دارید.

این شعر نغز سروده شاعره گرامی پروین اعتصامی است و امروز 25 اسفندماه مصادف است با سالروز تولد پروین.

پروین اعتصامی در 25 اسفند 1285 خورشیدی در شهر تبریز به دنیا آمد.پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی  معروف به اعتصمام الملک از سکنه شفت گیلان و مادرش اختر فتوحی از سکنه آذربایجان بود.پروین تنها دختر خانواده بود و 4 برادر داشت.با مهاجرت خانواده به شهر تهران آموزش پروین در شهر تهران و مدرسه آمریکائی ها آغاز گردید. پروین در نوزده تیر ماه 1313 با پسر عموی خود ازدواج کرد و چهار ماه پس از عقد ازدواج به کرمانشاه به خانه شوهر رفت. شوهر پروین از افسران شهربانی و هنگام وصلت با او رئیس شهربانی در کرمانشاه بود. اخلاق نظامی او با روح لطیف و آزاده پروین مغایرت داشت. او که در خانه‌ای سرشار از مظاهر معنوی و ادبی و به دور از هر گونه آلودگی پرورش یافته بود پس از ازدواج ناگهان به خانه‌ای وارد شد که یک دم از بساط عیش و نوش خالی نبود و طبیعی است همراهی این دو طبع مخالف نمی‌توانست دوام یابد و سرانجام این ازدواج ناهمگون به جدایی کشید و پروین پس از دو ماه و نیم اقامت در خانه شوهر با گذشتن از کابین طلاق گرفت. با این همه او تلخی شکست را با خونسردی و متانت شگفت آوری تحمل کرد و تا پایان عمر از آن سخنی بر زبان نیاورد و شکایتی ننمود.

شعرهای پروین اعتصامی آمیخته از مضامین بشردوستانه و در نکوهش ظلم و ستم است و همین امر موجب گردیده است تا شعرهای وی در میان مردم عامی پرطرفدار باشد.

سرانجام این شاعره غمگین در تاریخ 15 فروردین ماه سال 1320 در سن 35 سالگی به دلیل بیماری حصبه درگذشت و جسدش را در حرم حضرت معصومه(س) در قم و در مقبره خانوادگی به خاک سپردند.بر روی سنگ قبرش شعرزیر را که  از سروده های خودش است را حک کرده اند.

 

 

اینکه خاک سیهش بالین است

اختر چرخ ادب پروین است

گرچه جز تلخی از ایام ندید

هرچه خواهی، سخنش شیرین است

صاحب آن همه گفتار، امروز

سائل فاتحه و یاسین است

دوستان بِهْ که ز وی یاد کنند

دل بی دوست، دلی غمگین است

 خاک در دیده بسی جانفرساست

سنگ بر سینه بسی سنگین است

بیند این بستر و عبرت گیرد

هر که را چشم حقیقت بین است

هر که باشی و ز هر جا برسی

آخرین منزل هستی این است

آدمی هرچه توانگر باشد

چون بدین نقطه رسد، مسکین است

اندر آنجا که قضا حمله کند

چاره، تسلیم و ادب، تمکین است

زادن و کشتن و پنهان کردن

دهر را رسم و ره دیرین است

خرّم آن کس که در این محنت گاه

خاطری را سبب تسکین است

خداوند او را رحمت کند.