نمایشگاه کتاب و دیگر هیچ
ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٢/۱۸  کلمات کلیدی:

بیست و سومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران از روز چهارشنبه مورخ 15 اردیبهشت در محل مصلی تهران آغاز به کار کرد.من هم که عشق کتاب روز پنج شنبه بود که حدودهای ساعت 12 راه افتادم با مترو به سمت مصلی.آقا تو ایستگاه مصلی،یک دفعه یک عالم آدم از مترو پیاده شدن. اغراق نیست اگه بگم شاید بیش از 70 درصد مسافرهای مترو پیاده شدن طوری که بقیه خیال کردن یا قطار خراب شده و یا اینکه ایستگاه آخره ولی وقتی متوجه شدن که نه بابا اینها همه مشتاقان کتاب و کتاب خونی هستند بیشتر تعجب می کردن و چشاشون بیشتر وا می موند.القصه راه افتادیم به سمت صحن اصلی مصلی جائی که ناشرهای عمومی در اونجا غرفه داشتن.برای رسیدن از اونجا باید از جلوی غرفه ناشرهای دانشگاهی عبور کنین ولی خدا نصیب هیچ گرگ بیابونی نکنه یه چندتائی بلندگو گذاشته بودن که با صدای خانمی که سعی می کرد یه ظرافتی! به صداش بده همه رو دعوت می کرد به خرید کتاب از فلان ناشر برگزیده سال و بهمان ناشر بهترین کتابهای دانشگاهی و حضور در بزرگترین کنکور آزمایشی دنیا! و غیره که انصافا" سخت ترین مرحله بود برای ما از جهت عبور از این دالان وحشت.

القصه رسیدیم به سالن اصلی ناشران ایرانی و با همکاری یکی از خانم هائی که در قسمت اطلاعات بودن -انصافا" تو اون حجم صدا و شلوغی و غرغر بازدیدکنندگان برای پیدا کردن کتابهای مورد دلخواهشون  ، پاسخ بازدیدکنندگان رو با حوصله جواب می دادن -یه 16 -17 تائی کتاب خریدم ولی هنوز یه 10 تا کتابی مونده که برای خرید اونها هم باید به این وادی وحشت پا بذارم پس برام دعا کنید.

 راستی به نظر من بر خلاف آمارهای منتشره که می گن سرانه کتاب خوانی در ایران 3،6،10،15 و اخیرا" هم 18 دقیقه هست،با این جمعیتی که من تو نمایشگاه دیدم باید سرانه کتابخونی ما ایرانی ها حدود 25 ساعت در شبانه روز باشه.