کوچه های خاطره(1)
ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۳/۱٧  کلمات کلیدی:

همونطور که تو پستهای قبلی گفتم من تا حالا دوبار به یزد رفته ام.راستش رو بخواهید قدم زدن تو کوچه های قدیمی این شهر خشتی یه حسی رو بهم می ده که شاید با چیزی عوض نکنم.

قدم زدن تو کوچه های قدیمی و استراحت در زیر سایه یکی از این ساباطهای قدیمی در حالی که دخترکی پیچیده در چادر با صورتی از خجالت سرخ می گذرد.

 

و البته نشستن بر روی این سکوها که وقتی صاحب خانه متوجه می شد با شربتی و اگر مقدور نبود با لیوانی آب از شما پذیرائی می کرد تا یاد آورد تشنگی لبهای خشکیده دوست در صحرای کربلا را.

 

و خرید سوغات برای عزیزان از این بازارهای قدیمی که هم فال است و هم تماشا و البته پیرمرد فروشنده خسته که شاید در خیال گذشته است و روزهای پررونق بازار.

 

و قدم زدن تو این کوچه های خشتی در کنار دلبر!!! چه کیفی داره....

 

حتما" یادتون هست چند وقت پیش سریالی از تلویزیون پخش می شد به نام "ترمه".این عکس حیاط خونه ای است که سریال ترمه در اونجا فیــــــلم برداری شده.خانه ای زیبا که به گفته مسئولین مربوطه دارای 11 حیاط جداگونه!!! هست.(چه حالی می داده زندگی تو اونجا)