چقدر خوشبخته بهشت که زیر یای توست.

باز هم تیرماهی دگر رسید

باز هم دوم تیرماه رسید

و باز هم خاطره ای تلخ برایم زنده شد.

آه مادر،مادر،مادر

چه شبها که با چشمانی بارانی

به امید دیدار تو به خواب رفتم

و چه صبح ها که دلگیر از ندیدنت در خواب

از خواب برخواستم.

آه مادر،مادر،مادر

چگونه بنویسم از روزهای نبودنت

آن زمان که بودنت را فریاد زدم

آن زمان که نشستن روبرویت را آرزو داشتم 

و نبودی

و نشد.

آه مادر،مادر،مادر

این روزها بیشتر از همیشه دلتنگم

این روزها که غصه ها مرا احاطه کرده اند

و من،دل خسته تر از همیشه به کنج تنهائی خود فرو رفته ام.

آه مادر،مادر،مادر

روزهای بعد از تو،روزهای سیاه زندگی من است

روزهائی که لحظه لحظه اش در حسرت دیدار تو گذشت

روزهائی که لبخند بر لب و غم در قلب

مجبور بودم نقش آدمی شاد را بازی بکنم

ولی دیگر نمی توانم،دیگر نمی شود.

آه مادر،مادر،مادر

سالها گذشتند ولی ذره ای از مهرت در دل تنهای من کم نشد

و چه خرم روزی است

آن روز که در کنار تو آرام بگیرم

پس مامانی مهربانم

برای زودتر آسمانی شدنم،دعا بکن.

/ 15 نظر / 81 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افت و خیز !

سلام دوباره. احساس شما برای فقدان مادری که هرگز جاشون با چیزی پر نمیشه ؛ قابل تحسینه... اما درک غمگینی یه دوست عزیز و محترم آدم رو غمگین میکنه... انشالله روزهای شادی و آرامش به دریچه قلب شما هم خواهند رسید[لبخند][گل]

آوای تنهایی

سلام دوست خوبم.ببخشین که دیر بهتون سر زدم.از خوندن مطلبتون دلم سنگین شد و خیلی ناراحت شدم.خدا مادر گرامیتونو بیامرزه و ایشالا دعای خیرش همیشه پشتیبان زندگیتون باشه.هممون یه روزی این راهو خواهیم رفت ولی چه خوشبختند کسانی که بعد از رفتنشون یه فرزند خوبی مثل شما دارن که همیشه یاد و خاطرشونو گرامی میداره.شما هم به جای اینکه عجله کنین برای رفتن،شاد زندگی کنین و از هر لحظه بودنتون لذت ببرین که یقین مادرتون روحش با شادی شما شاد خواهد شد. خدا رحمتشون کنه[گل][گل][گل][گل][گل]

خدا روح مادر رو قرین رحمت قرار بدن انشالله این متن خیلی قشنگ بود، مثل همه نوشته های محزون و با احساس که آدم وقتی می خونتشون نا خواسته گوشه چشماش اشک جمع میشه... اماااا من با جمله پایانیش اگه اونجوری که خودم احساس کردم باشه،خیلی خیلییییی مخالفم [ناراحت]

شتاو

سلام داداش مرتضی برای قلب مهربونتون صبر بی حد از خدا طلب میکنم که جای خالی مادر رو فقط و فقط با مهر بی دریغ پر کنه...

خانوم خانوما

خدا رحمتشون کنه وخدا به شما صبر بده خدا عمر باعزت بهتون بده که بعد 120سال کسی هم شما را اینگونه باحسرت یاد کنه

خانومی

نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد باده خرم عید است که در ساغر شد روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد . . . عید سعید فطر بر شما مبارک سلاااااام عیدتون مبارک

حمید ربیعی

غم غریبی که توی متنتون بود خیلی تاثیرگذار بود،غم از دست دادن عزیز سخته و تلخ و من باهاتون ابراز همدردی میکنم،صبور باشین...

خانومی

سلاااااااام حالتون چطوره ؟؟ خصوصی هاتون کاملا خصوصیه یا رمز هم به بقیه میدین؟؟

پرشکوه

سلام خوبید؟ خوشحال میشم اگه پستی از وبلاگ من یادت هست به من بگی تا تو سالگرد وبلاگم یه مجموعه از پستهای قدیمیم رو جمع کنم پستهای که یه کم خاطره انگیز بوده.

یاسمین

سلام آقا مرتضی وبلاگ زیبایی دارید. خیلی دلم می خواد باهاتون تبادل لینک کنم. اگر شما هم موافق تبادل لینک هستید وبلاگ من رو با عنوان بهبهان نما لینک کنید و به منم اطلاع بدید تا شما رو لینک کنم. منتظرتان هستم، خداحافظ