اگه می شد چی می شد؟؟؟؟؟؟

سلام سلام صد تا سلام هزار و سیصد تا سلام به همه دوستای گلم

امیدوارم که تعطیلات نوروز به همتون حسابی خوش گذشته باشه.امیدوارم که یکی از فراموش نشدنی ترین نوروزهای عمرتون رو گذرونده باشید.برای من که عید خوبی بود به خصوص جشن تولدی که برام روز 4 فروردین گرفتن و کادوهای خوشملی که بهم هدیه دادن.هر چند که مجبور بودم از پنجم فروردین ماه بیام سر کار ولی رو هم رفته خوش گذشت.

و اما بعد.نمی دونم شما در تعطیلات به سفر رفتید یا نه ولی حقیقتش من سفر کردن در ایام عید رو اصلا" دوست ندارم اونهم به چند دلیل:

1) شلوغی بیش از اندازه مکانهای دیدنی(یادم میاد چند سال پیش رفته بودیم شیراز.رفتیم حافظیه تا مثلا" بریم سر مزار شاعر شوریده شیرازی ولی نشون به اون نشون که اگه شما دستتون به سنگ مزار حافظ رسید دست ما هم رسید).

2) ترافیک وحشتناک در جاده ها.این رو همراه کنید با رانندگی فوق العاده جالب و استثنائی بعضی از رانندگان هم وطن!!!!!!(بعضی وقتها آدم رو یاد بازی Need for Speed می اندازه).

3) گرانی بیش از اندازه اجناس مورد نیاز.از نان و تخم مرغ بگیر تا کش شلوار!!!!!

بگذریم. 

راستش می خواستم برای این پست یکی دیگه از سفرنامه های قبلی ام رو بنویسم.ولی در همین هاگیر واگیر یکهوئی یه فکری به ذهنم رسید.باز هم طبق معمول فکرم رو با چند تا از دوستان عزیزم در میون گذاشتم(کلا" به مشورت کردن خیلی اهمیت می دم) و وقتی دیدم اونها هم از ایده ام استقبال کردن تصمیم گرفتم که سوالم رو اینجا مطرح کنم و ببینم جواب شما دوستان همراه به این سوال چی می تونه باشه.

و اما سوال:

می گم "اگه به شما بگویند که اجازه دارید یکبار در زمان مسافرت کنید،دوست دارید بروید و کدوم واقعه تاریخی رو از نزدیک ببینید؟".

دوستام گفتن سوال جالبیه.امیدوارم که همین طور باشه.پس بی صبرانه منتظر جوابهای قشنگ قشنگ شما هستم.

پینوشت 1 : ببخشید اگر خیلی دیر اولین پست سال 1391 رو می نویسم.راستش با توجه به جابجائی محل ساختمان شرکتمون کلی کار رو سرم ریخته بود که شکر خدا همشون به پایان رسید.قول می دم که از این به بعد پسر خوبی بشم و زودی زود مطلب بنویسم.

 

/ 45 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیدا

میگم دیوووووووووونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست . . .[چشمک][نیشخند]

hamrekab

salam mortaza jan rastesh vaseh khanevadeh ma zaman hal behtarin zamaneh va ghasde safar be hich zamane dighe nadarim . shadoo pirooz bashid.

شیدا

سلام به داداش مهربون خودم واااااااااااااااای چقدر دل شما واسه من تنگ شده بود[نیشخند] آخییییییییییییی[چشمک] (به این میگن سندرم خود تحویل گیریه مفرط[چشمک][قهقهه]) حالا شما هم محض کم نیاوردن ما به روی ما نیارین و بگین آره دلمون واسه آبجی خانم تنگ شده بود[چشمک][قهقهه] هرچند میدونم بلد نیستین که دروغ بگین[پلک] در هر حال امیدوارم هر جا که هستین در کنار خانواده محترم ایام به کامتون باشه و روزهای زیبای بهار براتون بهاری تر از همیشه باشه روز و روزگارتون خوش داداش مهربونم [قلب][گل]

مه­سیما

سلام خوبین؟ چه خوبه که همیشه در سفر هستین. محل کار جدیدتون هم مبارک من دوست دارم برم زمان اب سینا...

شیدا

اگر ميم مشكلات را برداري مي توني از شكلات آن لذت ببري، دعا مي كنم هميشه مشكلات زندگيت تبديل به شكلات بشه

مادربزرگی برای تمامی فصول

به دلیل هیجانات ویژه دوس دارم برم نه خیلی دور همین قبل انقلاب ازین کفتولموتوفه چیه ازین شیشه نوشابه ای ها بسازم و اعلامیه پخش کنم و مرگ بر شاه بگم به دلیل زیبایی شناختی دوس دارم برم دوران قاجار فکر کن! چادر قجری بپوشم پیچه بزنم ابروهای کمونی و دماغ شازده ای سر بالا داشته باشم ای جان چه حالی میده به دلیل رعب و وحشت هم برم بدو افرینش ببینم واقعا این پاتینگا و ماتینگا آدم ها رو درسته مینداختن تو دیگ و میخوردن؟

شتاو

در بیکران دور برسنگ سخت گور با گوهرسرشت دستی چنین نوشت: [گل]"دنیا فدای دوست"[گل]

sanjaghak

سلام عزیز دل... ببخش چند بار اومدم وبت و ...ولی وقت نوشتن نداشتم.... من اگه بخوام جواب بدم...دوست داشتم با قدرت تغییر برم عقب میدونی دوست داشتم با یه تفنگ برم زمان حضرت آدم و هر چه کلاغه بکشم تا قابیل ادم کشی و مدفون کردن رو نیاموزه و نسل انسان دچار نقصان نشه...یا یه کم عقب تر زمانی که اون میوه رو خوردن والدین محترم و مارو بیرون بردن از بهشت.... چطور بود ؟؟/موافقید دوستان

مهدیه

سلام چه عجب یادی از ما کردی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![بغل][ماچ][قلب]