1000 سال بعد!!!!!

من به طرز عجیبی عاشق مکانهای باستانی هستم.یعنی اگه برای این علاقه فراوان از واژه دیوانه استفاده کنم،اغراق نکرده ام.می تونم ساعتها و ساعتها در یک مکان باستانی باشم بدون اینکه حتی ذره ای احساس خستگی کنم.می دونم که اینکار ممکنه برای بعضی ها مایه تعجب باشه،ولی خب من این حس علاقه به مکانهای باستانی رو بسیار دوست دارم.معمولا" هم در مکانهای باستانی سعی می کنم ذهنم رو آزاد بگذارم تا بتونه برای خودش تجسم کنه که در گذشته اینجا چه شکلی بوده،مردم اون عصر چطور زندگی می کردن و ....

حالا همه این مطلب رو گفتم تا شما رو با خودم به همراه ببرم به دیدن یکی دیگه از مکانهای باستانی سرزمین اهورائی عزیزمان،به جائی به نام "مسجد تاریخانه دامغان".

مسجد تاریخانه یا ناریخانه در جنوب شرقی شهر دامغان قرار گرفته است.برخی بر این باور هستند که این مسجد بعد از مسجد فهرج یزد،دومین مسجدی است که در ایران ساخته شده است.به عقیده برخی از مورخین این مکان پیشتر یک آتشکده ساخته شده در زمان ساسانیان بوده که پس از تسلط اعراب بر سرزمین ایران،این مکان به مسجد تبدیل شده است. 

تاری لفظی ترکی بوده که در لغت به معنی خدای می باشد و تاریخانه به معنی خانه خدای ترجمه شده است.برخی بر این عقیده هستند که این مسجد در قرن دوم و یا سوم هجری قمری ساخته شده است ولی برخی دیگر قدمت مسجد را بیشتر دانسته،معتقدند که این مسجد به دستور حضرت علی(ع) ساخته شده است.

بنای اصلی مسجد در زمینی به ابعاد 35/5 در 45/5 متر مربع ساخته شده است.شبستان مسجد در ضلع جنوب غربی آن قرار گرفته که شامل 18 ستون به صورت 6 ردیف 3 ستونه می باشد.قطر هر کدام از ستونها 1/75 سانتی متر و ارتفاع آنها 2/58 سانتی متر می باشد.

نمائی از محراب مسجد که به شکل قدیمی آن حفظ گردیده است

هر ستون در فاصله 3/50 سانتی متری ستون مجاور خود ساخته شده است.

در اضلاع دیگر مسجد سه ایوان ساخته شده بودند که امروزه تنها یکی از این ایوانها و ستونهایش به صورت تقریبا"‌ سالم باقی مانده است.

نمائی از ستونهای باقی مانده از ایوان مسجد

بر روی دیوارهای مسجد در حال حاضر عکسهائی از گذشته های دور و طرح های به جا مانده از مسجد جهت بازدید بینندگان قرار گرفته است.

برای خود من جای تعجب داشت که این مسجد پس از گذشت بیش از 1000 سال هنوز پابرجا است.همانطور که می دانیم شهر دامغان در گذشته ها بارها مورد تاخت و تاز قرار گرفته ولی خوشبختانه این هجوم ها هم نتوانسته اند در برابر مقاومت مسجد کاری از پیش ببرند.

خود مسجد در حال حاضر فاقد مناره می باشد ولی در مجاورت این مسجد،مسجد جامع دامغان وجود دارد که مناره قدیمی آن بسیار چشم نواز می باشد.مورخین بر این عقیده هستند که این مناره در سال 417 ه.ق و در دوره سلجوقیان ساخنه شده است.

بدون اغراق یکی از زیباترین لحظات عمرم رو در این مسجد قدیمی گذروندم.موقعی که ما اونجا رسیدیم کسی نبود حتی نگهبان مسجد.داشتیم دزدکی به داخل مسجد نگاه می انداختیم که نگهبان در حالی که دوتا نون لواش در دست داشت از راه رسید.در محوطه مسجد فقط من و خواهرم بودیم و این فرصت مناسبی برای هر دو ما بود که سفری در زمان داشته باشیم.

 پینوشت یک : عکسها مربوط به مسافرتی است که در اردیبهشت امسال انجام دادم.امیدوارم که وقت کافی پیدا کنم که بتونم بقیه سفرنامه رو براتون بنویسم.

پینوشت دو : باور کنید که این روزها بسیار سرم شلوغ است.ولی به یاد تک تک شما دوستان گلم هستم و در کوتاه ترین زمان فراغتی که به دست می آورم به وبلاگهای شما سر می زنم.فقط شرمنده از این که براتون نظر نمی گذارم.

پینوشت سه : به زودی یک مطلب رمزدار خواهم نوشت.رمز مطلب رو هم فقط در اختیار دوستانی قرار می دهم که می شناسمشون.(قابل توجه بعضی ها چشمک).

 

و اما داستان این گل سرخ زیبا

این گل سرخ زیبا هم چند روزی است که مهمان حیاط خونه ما شده.مقدمش مبارک.

پیشکش به همه دوستان مهربانم

بعدا" نوشت : چند روزی در سفر هستم.وقتی برگشتم به همه شما دوستان گلم سر می زنم.

/ 49 نظر / 58 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شیدا

روزی دخترک از مادرش پرسید: 'مامان نژاد انسان ها از کجا اومد؟مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژادانسان ها به وجود اومد. دو روز بعد دختر همین سوال رو از پدرش پرسید. پدرش پاسخ داد: 'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد..' دخترک که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:مامان تو گفتی خدا انسان ها روآفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم! مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده است. من بهت در مورد خانواده ی خودم گفتم و بابات درمورد خانواده ی خودش! [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

شیدا

مدیونین بخواین فکر کنین نظر قبلی رو من گذاشتم هاااااااااااااا........... [نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند]

شیدا

مطمـئن باش که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد... چون در هر بهار برایت گل می فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند. پروردگار هستی با این که می تواند در هر جائیاز دنیا باشد ، قلــب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگوئی گوش می کند

sosansaba

با سلام یزد تشریف بردین؟

نرگس

منم به تازگی انجا بودم ای کاش اینجا رفته بودم عکس های زیبایی گرفتین ممنون[گل]

ئامانج

باسلام برادر ارجمند؛ بنده از طریق وب (دلنوشته) خانم زندکریمی خواهر ارجمندم با شما آشنا شدم وحدود چهار ؛ پنج ماهیست که همیشه به وبتون سر میزنم؛ یک احساس همدری در وبتون مرا بسوی شما میکشاند؛ ازاینا بگذریم در ارتباط با این پست 1000سال بعد؛ باید بگم که منهم عاشق ساختمانهای سنتی هستم وشاهکارهای معماری ایران برام تداعی بخش هنر نزد ایرانیان است وبس؛ میباشد؛ بنده خودم مهندس عمران باگرایش عمران عمران هستم؛ اگرچه ساختمانهای سنتی خود یک مقوله جداگانه است اما از دوران نوجوانی عاشق آن بودم ومتاسفانه از 200 قبل به این ور هنر معمای سنتی رو به انقراض بوده وامروزه در کشور ما کسی خریدار ندارد. زیاد پر حرفی نکنم اگه با تبادل لینک موافقی ؛ با افتخار شما را لینک خواهم کرد. ایام به کام

مهدی

سلام دوست عزیز وب شما رو نگاه کردم خوب بود به وبلاگ من سر بزنید و حتما لینکم کنید .در ظمن برام بنویس چطوری عکسها رو در داخل متن اپلود میکنی؟

حسن ذوالفقاری

سلام من هم مثل شما عاشق مکان های تاریخی هستم نمی دونم چرا ولی یه جورایی احساس میکنم که در ان لحظه که درانجاهستم متعلق به همان تاریخ انجاهستم احساس میکنم همه در دیوار دارن باهام حرف میزنن ودارن منو نگاه میکنن .براتون آرزوی موفقیت دارم .[گل]

گروه جغرافیای ملارد

با سلام. گزارش زیبایی بود. به امید تندرستی و شادکامی برای شما در راستای انجام سفرهای آینده.شاد و پیروز باشید.