بزنم لهش کنم!!!!!!

 

مسیر من طوری هست که هر روز صبح برای رفتن به سر کار باید از جلوی متروی امام خمینی رد بشم.البته از اونجائی که من جثه نحیفی دارم،به منظور جلوگیری از هرگونه صدمه جسمی و روحی تا سرحد مرگ از سوار شدن به مترو اجتناب می کنم!!!!استرساسترساسترس

القصه،چند روز پیش به عادت هر روز داشتم از جلوی مترو رد می شدم.در همین حین هم چند خانم که فکر کنم بیش از 10 نفر بودن و اینطور که به نظر می رسید با هم دوست هستند،داشتند از عرض خیابون عبور می کردن.البته این عبور کردن همراه با صحبت کردن بود و البته صدای بلند خنده اونها که کل خیابون رو پر کرده بود نشون میداد که دارن مطالب خنده داری رو برای هم تعریف می کنن.خب،طبیعی است که شنیدن خنده دیگران در اول صبح به همه ما یک انرژی مثبتی رو میده.

در همین حین یک آقائی که ظاهر چندان مناسبی هم نداشت(البته این از نظر من اصلا اشکالی نداره) از کنار من رد شد و در حالی که سعی می کرد من رو مخاطب قرار بده گفت:این زنها فقط باید بشینن خونه و به شوهرها و بچه هاشون برسن.زن رو چه به سر کار رفتن".

یعنی من رو می گی،خیلی خودم رو کنترل کردم که اول صبحی چند تا درشت بارش نکردم.خیلی جلوی خودم رو گرفتم که بی خیال گذاشتم بره.

یعنی یکی نیست به این آقا بگه که : آخه (+18) مرتیکه تو هنوز نمی دونی که نیمی از نیروی کار این مملکت رو بانوان تشکیل می دهند و در بسیاری از مواقع،وجود همین نیروی کاری پر از نشاط و پتانسیل باعث پیشرفت کارها می شه.وجود همین نیروی کاری عظیم است که در بسیاری از کارها مشکل گشا است و چه بسیار کارهائی که از دست ما آقایون برنمیاد ولی به مدد همین بانوان انجام میشه.بانوانی که علاوه بر کار منزل،با نیروئی مضاعف در محل کارشون به انجام وظیفه مشغول هستند.

یکی از خوش شانسی های من در محل کارم این است که همکاران خانوم محترمی با تحصیلات عالی دارم و همین امر باعث شده در بسیاری از مواقع علاوه بر کسب تجارب کاری،بسیاری از رموز زندگی رو از اونها یاد بگیرم و البته به این یادگیری هم افتحار می کنم.

و باید این رو هم اضافه کنم،بهترین و شیرین تر دوره کاری من،زمانی بود که یک خانم به عنوان رئیس من،مشغول به کار بود و من افتخار داشتم که به عنوان معاونشون،مطالب بسیاری ازشون یاد بگیرم.مطالبی که اکنون از همون ها دارم استفاده می کنم تا بتونم وظایف مدیریتی ام رو به نحو احسن انجام بدم.

خلاصه اینکه طرف شانس آورد که اول صبحی گذاشتیم سالم قسر در بره هر چند که ممکن بود این وسط کار خودم هم اول به بیمارستان و بعدش به کلانتری بکشه!!!!خنده

 

پ ن 1 : پس از گذاشتن مطلب قبلی،بعضی از دوستان فکر کرده اند که اون صحبتها یک به اصطلاح "کل کل" بوده است.در حالی که در واقع اون حرفها یک سری صحبتهای دوستانه در قالب طنز بین من و یکی از بهترین دوستان وبلاگی ام بوده که البته کماکان هم ادامه داره!!!!!لبخند

 

 

پ ن 2 : گاهی وقتها سرنوشت نمی خواد اونی بشه که ما می خواهیم.پس خواهش می کنم درک کن و بگذار سرنوشت کار خودش رو بکنه.من با تنهائی ام کنار خواهم آمد.

/ 22 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام داداش مرتضی گل. احوال شما؟ بابا چه کردی شما. در جواب کار شما باید گفت احسنت. [تایید] ما خانوما خیلی خوبیم آقایون بدند!!!! البته چند مورد استثنا هم داره[چشمک] خدا رو شکر حال خواهرمم بهتر شده.ممنون از اینکه اینقدر به یاد من و خواهرم هستین. ببخشید دیر اودم پسوردم و هی میگفت اشتباه به بد بختی پس و عوضش کردم.

narges

سلام ..بابا از شما بعیده کسی رو یزنی.آخه شما یه این با شخصیتی،با شخصیتی که نزدیش دیگه.من از دعوا میترسما[گریه][گریه]

sanjaghak

سلام داش مرتضی... امیدوارم خوب و خوش باشی و با این همه حمایت از خانومها ... راستی ازدواج نکرده داری از اینا اینهمه حمایت می کنی؟! اگه ازدواج کنی و با یکی از این عزیزان تموم شب و روزتو سرکنی ...دوست دارم اون موقع نظرتو ببینم...؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ البته من برای زن و مرد در امور زندگی مشترک و کار و کسب و مسایل اجتماعی فرق نذاشته و نمی زارم...خانوما هم مثل آقایون حق کار و فعالیت و پیشرفت و ترقی در جامعه رو دارنم و دارن و خواهند داشت....

فرامرزی

با سلام بر شما که اینهمه حامی و طرفدار خانمها هستید، از اینکه ایتقدر از ما تعریف می کنید ممنون وسپاسگذاریم، انشاء الله باشه روزی که ما هم از شما تعریف و حمایت کنیم: این هم اشانتیونش: واقعا کار کردن با آقایون خیلی بهتر از خانمهاست چون اکثر خانمها تعادل روحی و روانی ندارند و هر روز سر یک شاخه اند و واقعا آدم نمی دونه باهاشون چه طوری رفتار کنه در حالیکه آقایون همیشه به یک شکل هستند و مدام رنگ عوض نمی کنند، یا خوبند یا بد. البته همه خانمها اینطوری نیستند ولی اکثر قریب به اتفاقشون متاسفانه . . . اینطوری هستند.

فرزانه

مرسي كه طرفدار خانمها هستيد راستي شما تو وبلاگ شيدا هم بوديد ؟ ازش خبر داريد ؟

کیجا

درود بر شما مترو اونقدر ها هم بد نیست من هر روز مسافت کوتاهی رو با مترو میرم چند تا از همکارانم هم با مترو به محل کار میان و ما هر روز صبح سریالی داریم به نام مترو چه اتفاقات تلخ و شیرینی که رخ نمیده تو این مترو. در ضمن با آدما درگیر نشین اون آدم اگر قرار بود بفهمه که این حرف رو نمی زد اگرم بهش میگفتید و کار به جاهای باریک کشیده می شد بازم فرقی نمی کرد اون حرف خودش رو می زد

فقط من!

سلام شما به آپ اعتقادی دارید آیا؟![ابرو]

سیمین

فکر می کردم فقط حامد مدافع حقوق خانم هاست. بابا ای ول داش مرتضی[چشمک]

خورشید

خوب نمردیم و دیدیم یه آقا از خانما تعریف کرد دست شما درد نکنه [دست]

ریحانه

سلام.ظاهرا به نظر میرسه این حرفا چه توسط خانوما مطرح بشه و چه توسط آقایون ،دفاع از حقوق خانما هست!و حقیقتا این حرفا در نهایت به ضرر خانما و زندگی خانوادگی تموم اعضای خونواده تموم میشه.میگین نه؟!پس به این وبلاگ که مال یه خانم مهندس لیلی شده!هست یه سر بزنین شاید نظرتون عوض شد:http://womanart.blogfa.com/post/51